کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
این ریشه محال است ازین خاک برآید
ازصافی سرچشمه شود آب روان صاف
دل پاک چو گردید نفس پاک برآید
پر نور کند چون نفس صبح جهان را
آهی که به صدق از جگر چاک برآید
بر بیغمی باده انگوردلیل است
اشکی که ز شادی ز رگ تاک برآید
قارون گرانجان سبک از خاک برآمد
تا دانه ما کی ز ته خاک برآید
از گریه گره گر ز رگ تاک شود باز
غم نیز به اشک از دل غمناک برآید
نتوان عرق از سنگ گرفتن به فشردن
ابرام محال است به امساک برآید
کوته بود از دامن رعنایی آن سرو
گر آه جگر سوز به افلاک برآید
صائب سخنی کز دل بی مغز تراود
دودی است که از بوته خاشاک برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی رابطهی میان احساسات و بروز آنها میپردازد. او تأکید میکند که احساسات و هوسها نمیتوانند به سادگی از درون انسانها برآیند و این امر نیاز به پاکی دل و وجود دارد. از دیگر سو، شادی و غم نیز به نوعی به اشک و احساسات وابسته هستند؛ زیرا اشکی که از دل میجوشد میتواند نشانگری از شادمانی یا غم باشد. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که بیان احساسات واقعی با زبانی خالص و بیریا ممکن است و محال است که از دل بیاحساس، سخن معنوی یا زیبایی برآید.
هوش مصنوعی: هیچگاه از طبیعت پر از خواستههای سرکش و پرپیچ و خم، چیزی خوب و نیکو به دست نمیآید و این امکانپذیر نیست که از این خاک، نتیجهای مثبت و سازنده به وجود آید.
هوش مصنوعی: آب زلالی که از چشمه میجوشد، نشاندهندهی دل پاک است. وقتی انسان نیت و فکرش پاک باشد، سخنان و اعمال خوب از او بهوجود میآید.
هوش مصنوعی: آه و نالهای که از عمق دل و به صداقتی راستین بلند شود، چون صبح، جهان را روشن و نورانی میسازد.
هوش مصنوعی: در غم و اندوه، شادی باعث میشود که اشکی از خوشحالی از رگهای تاک سرازیر شود.
هوش مصنوعی: قارون با ثروت و جایگاهش از خاک برآمد، اما آیا ما هم به زودی از خاک خود، به مانند او، رویش خواهیم داشت و به کامیابی خواهیم رسید؟
هوش مصنوعی: اگر اشک از قلبی غمگین بیرون بیاید، حتی اگر دردی به خاطر رگ تاک ایجاد شود، باز هم غم خود را به صورت اشک نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: نتوان از سنگ عرق گرفت، زیرا به سختی میتوان از ابرها آب گرفت. این یعنی برخی چیزها به آسانی بهدست نمیآیند و نیاز به تلاش و شرایط خاصی دارند.
هوش مصنوعی: اگر آهی از دل سوختهی ما به آسمان برود، دیگر زیبایی آن سرو را نمیتوانیم در دامنش ببینیم.
هوش مصنوعی: سخنی که از دل بیفکر و بدون تأمل بیرون میآید، مانند دودی است که از یک بوتهی بیارزش و خشک بلند میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حسنی که به نور نظر پاک برآید
از خلوت آیینه عرقناک برآید
دامن کشد از صحبت پیراهن یوسف
خاری که ز گلزار تو بیباک برآید
خونین جگری را که تمنای بهارست
[...]
تا هست میسر که ز گل تاک برآید
حیف است گیاه دگر از خاک برآید
در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
آن به که عدم گردد و از تاک برآید
خورشید فلک تیره شود روز جهان شب
گر دود دل من سوی افلاک برآید
یکتن ز همه خلق جهان زنده نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.