غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
از مرده دلی قدر شب تار ندانند
رحم است بر آن قوم که بیداری شب را
صد پرده به از دولت بیدار ندانند
دارند در ایام خزان جوش بهاران
حیرت زدگانی که گل از خار ندانند
جمعی که ز سر پای نمودند چو پرگار
یک نقطه درین دایره بیکار ندانند
مغرور کند جوش خریدار گهر را
خوب است که خوبان ره بازار ندانند
تا آینه از دست نکویان نگذارند
بیطاقتی تشنه دیدار ندانند
زان خلق دلیرند به گفتار که از جهل
گفتار خود از جمله کردار ندانند
صائب طمع نامه فضولی است ز خوبان
ما را به پیامی چو سزاوار ندانند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غفلت و نادانی کسانی اشاره میکند که از درک ارزشهای عمیق زندگی محرومند. او میگوید افرادی که در تاریکی جهل زندگی میکنند، نمیتوانند از زیباییها و بیداریهای روحی بهرهمند شوند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که برخی افراد به خاطر ناپختگی و جهل خود، حتی نمیدانند که در زندگی خود چه از دست میدهند. در نهایت، او از ناتوانی در درک ارتباطات انسانی و ارزشهای معنوی صحبت میکند و میگوید که این افراد توانایی درک واقعیات را ندارند.
هوش مصنوعی: کسانی که غفلت و خواب آلودگی را در زندگی خود تجربه کردهاند، نمیتوانند واقعیات پنهان و عمیق را ببینند و از ارزش و اهمیت زمانهای غم و تاریکی و حالتهای روحی خنثی آگاه نیستند.
هوش مصنوعی: برای آن کسانی که شب را بیدار میمانند، رحمت و لطفی وجود دارد که نمیدانند بیداری شب از نعمت و شادیهای زندگی بهتر است.
هوش مصنوعی: در روزهای پاییزی، افرادی که نمیدانند گل چطور از خار به وجود میآید، به شگفتی و حیرت میافتند.
هوش مصنوعی: افرادی که به دور هم جمع شدهاند، مانند یک پرگار هستند که در یک نقطه ثابت در وسط دایره قرار دارند و هیچ کاری انجام نمیدهند.
هوش مصنوعی: خریدار نگینهای گرانبها در هیجان و شوق، به خود مغرور میشود؛ اما بهتر است که افراد نیکو و شایسته، از این بازار و خرید و فروشها بیخبر باشند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبا رویان از دست نروند، کسی از سختی و بیتابی تشنه دیدار آنها باخبر نمیشود.
هوش مصنوعی: افرادی که دلیر و شجاع هستند، به خاطر این که از روی نادانی نمیدانند که گفتارشان باید با عملشان همخوانی داشته باشد، در واقع در حرف زدن خود دچار اشتباه میشوند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که امید و آرزوی ما برای جلب توجه و محبت خوبان، بیفایده و فضولانه است. چون آنها ما را سزاوار آن نمیدانند و پاسخ درخور و شایستهای به ما نخواهند داد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر مستی ما مردم هشیار ندانند
انکار کنان شیوهٔ این کار ندانند
در صومعه سجاده نشینان مجازی
سوز دل آلودهٔ خمار ندانند
آنان که بماندند پس پردهٔ پندار
[...]
غفلت زدگان دیدهٔ بیدار ندانند
از مردهدلی قدر شب تار ندانند
کوته نظران زلف سیه کار ندانند
این مرده دلان فیض شب تار ندانند
جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان
رسم است که حال دل بیمار ندانند
ما باخته دینان، ادب کفر ندانیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.