سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود
گل زین چمن تمام به چیدن نمی شود
در دل گره ز زلف تو داریم شکوه ها
کوتاه حرف ما به شنیدن نمی شود
از شرم خویش در پس دیوار مانده ایم
ورنه نقاب مانع دیدن نمی شود
از آب تلخ تازه شود داغ تشنگی
حرص شراب کم به کشیدن نمی شود
هر چند مادرست به اطفال مهربان
تحصیل شیر جز به مکیدن نمی شود
پیری قساوت از دل ظالم نمی برد
دل نرم تیغ را به خمیدن نمی شود
خم در خم سپهر، عبث آه کرده است
کم زور این کمان به کشیدن نمی شود
در گوهر لطیف بود آب بیقرار
حیرت حجاب اشک چکیدن نمی شود
در حسن نقش تن ندهد دل چو ساده شد
آیینه روشناس به دیدن نمی شود
صائب ز بس که محو شکر خواب غفلت است
بیدار چشم ما به پریدن نمی شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر عمیق او بر روح و روان خود اشاره میکند. او از حسرت و محرومیت از دیدن زیباییها صحبت میکند و بیان میکند که عشق و دلباختگی مانع از بهرهمندی کامل از زندگی میشود. همچنین، شاعر به دشواریهای عشق و ناتوانی در فراموشی درد و رنج ناشی از آن اشاره دارد. با تصاویری از شرم، تشنگی و پیری، او نشان میدهد که عشق و زیبایی همواره در دسترس نیستند و هر تلاشی برای دستیابی به آنها ناکام میماند. در نهایت، شاعر از حالت خوابآلودگی خود در عشق مینالد و میگوید که بیدار شدن از این خواب، با وجود تمامی آرزوها، محال به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: زیبایی صورت تو مثل گلی است که هیچگاه نمیتوان آن را چید. از آن رو، حتی اگر بخواهم از تماشای تو سیر شوم، این امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: در دل ما به خاطر زلف تو، شکایتها و درد و دلهای زیادی وجود دارد، اما نمیتوانیم بهراحتی درباره آنها صحبت کنیم و دیگران هم نمیتوانند خوب بشنوند.
هوش مصنوعی: ما از شرم خود در گوشهای پنهان ماندهایم، در حالی که نقاب هیچ مانعی برای دیدن نیست.
هوش مصنوعی: از آب تلخ که نگذری، عطش تشنگی کاهش نمییابد و شدت میل به نوشیدن شراب کمتر نمیشود.
هوش مصنوعی: هرچند که مادر به فرزندان خود محبت میکند، اما شیر را فقط با مکیدن میتوان به دست آورد.
هوش مصنوعی: سختی و خشتمالی دل ظالم را نمیتوان به سادگی از بین برد. حتی با گذر زمان و پیری، دل او نرم نمیشود و نمیتوان آن را به راحتی تغییر داد.
هوش مصنوعی: در خط آسمان، که همچون خمیدگیای در نظر میآید، بیفایده نفس میکشم؛ این کمان که قدرتش کمتر است، نمیتواند به خوبی کشیده شود.
هوش مصنوعی: آب زلالی در خود دارد که به خاطر حیرت و زیبایی، نمیتواند بیوقفه از چشمان انسان بریزد.
هوش مصنوعی: وقتی دل ساده و بیآلایش میشود، دیگر زیباییهای ظاهری نمیتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا مانند آینهای که روشن و واضح است، فقط واقعیت را میبیند و احساسات ناپایدار را نادیده میگیرد.
هوش مصنوعی: به خاطر شیرینی و زیبایی، در خواب غفلت هستیم و بیداریمان از این خواب به خاطر دیدن نشانههای پرواز و خروج از این حالت نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از سینه دل جدا به تپیدن نمی شود
مرغ قفس رها به رمیدن نمی شود
بگذار لحظه ای لب خود را بکام ما
آب عقیق کم به مکیدن نمی شود
پای تعلق از سرمستی بکش که یار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.