توفیق درد و داغ به هر دل نمی دهند
این فیض را به هر دل غافل نمی دهند
بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند
این شوخ دیدگان به سخن دل نمی دهند
آزادگان تلاش شهادت نمی کنند
تا خونبهای خویش به قاتل نمی دهند
از تلخی سوال گروهی که واقفند
فرصت به لب گشودن سایل نمی دهند
دیوانگی است قفل در رزق راکلید
عاقل مشو که سنگ به عاقل نمی دهند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع درد و رنج میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که توفیق تحمل این دردها به هر کسی داده نمیشود. او به بلبلان اشاره میکند که با وجود تلاشهایشان، به دلیل کمقدری دیگران، نمیتوانند به دلخوشیهای خود دست یابند. آزادگان نیز برای به دست آوردن حق خود تلاش میکنند، اما متوجه هستند که قاتلین ارادهای برای تسویه حساب ندارند. شاعر در نهایت به پرسشهایی که افراد آگاه میپرسند، اشاره میکند و میگوید که اگرچه عقل داشتن خوب است، اما در برخی موارد، نادانی ممکن است بهتر باشد، زیرا عاقلان معمولاً به حقیقت نزدیک نمیشوند.
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند از درد و رنج معنوی بهرهمند شود، این نوع نعمت خاص دلهای آگاه و بیدار است.
هوش مصنوعی: بلبل بیسبب گلوی خود را میخرد، زیرا این مستان بیخیال به حرف دل کسی توجه نمیکنند.
هوش مصنوعی: آزادگان به زندگی شرافتمندانه خود ادامه میدهند و حاضر نیستند به خاطر انتقام، خون خود را به قاتل تقدیم کنند.
هوش مصنوعی: گروهی که از موضوع باخبرند، به دلیل تلخی سوالاتشان، اجازه نمیدهند که کسی به راحتی صحبت کند و نظرش را بیان کند.
هوش مصنوعی: دیوانگی است که در مورد روزی و رزق خود را محدود کنی. عاقل نباش که در این حالت دیگران به تو کمکی نخواهند کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.