ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
به یک شبنم کند محتاج، رخسار تو گلشن را
ضعیفان را به چشم کم مبین در سرفرازی ها
که تیغ تیز بر دارد ز خاک راه سوزن را
ز گردیدن سپهر سنگدل را نیست دلگیری
که در سرگشتگی باشد گشاد دل فلاخن را
نظر را برگ کاهی از پریدن می شود مانع
بود بسیار، اندک کلفتی دلهای روشن را
ندارد صبح با رخسار آتشناک او نوری
ید بیضا چراغ روز باشد نخل ایمن را
عیار همت ما پست ماند از پستی گردون
نفس در سینه می سوزد چراغ زیر دامن را
سخاوت مال را از دیده بدبین نگه دارد
به از دلجویی موران سپندی نیست خرمن را
گرانجانی ندارد حاصلی در پله گردون
به لنگر، سنگ از گردش نیندازد فلاخن را
چو قمری، سرو با آن سرکشی گیرد در آغوشش
نپیچد هر که صائب از خط تسلیم، گردن را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جاذبهٔ محبوبش میپردازد و تأثیر آن را بر جهان پیرامون توصیف میکند. او به ویژگیهای خوب و بد انسانها و نقش آنها در زندگی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که نباید به ظواهر افراد ضعیف توجه کرد. همچنین، شاعر شرایط دشوار و ناپایدار زندگی را به تصویر میکشد و به قدرت عشق و امید در مواجهه با سختیها اشاره دارد. در نهایت، او بر سرکشی عشق و تسلیم نشدن در برابر مشکلات تأکید میکند.
هوش مصنوعی: از زیبایی تو، مهر و ماه تحت تأثیر قرار میگیرند؛ چهرهات به قدری دلفریب است که حتی روشنایی روز هم به یک شبنم وابسته میشود و صورت تو همچون باغی سرسبز و دلنشین است.
هوش مصنوعی: ناباور نباشید به ضعف و ناتوانی دیگران، زیرا در شرایط سخت و دشوار، ممکن است آنها نیز قدرتی شگفت انگیز از خود نشان دهند و تواناییهای پنهانشان آشکار شود.
هوش مصنوعی: دلی که به سختی روزگار عادت کرده باشد، از تغییرات و چرخشهای دنیا دلگیر نمیشود، چرا که در میان تمام ناملایمات، آرامش و گشایش را میتواند بیابد.
هوش مصنوعی: نگاه به دنیا مثل برگ کاهی است که مانع از پرواز میشود. اما در عین حال، اگر دلهای روشن کمی ضخیمتر شوند، میتوانند بر این موانع غلبه کنند.
هوش مصنوعی: در صبح، چهره پرشور و جذاب او نوری ندارد که بتواند مانند نور ید بیضاء یا چراغ روز برای نخل ایمن باشد.
هوش مصنوعی: ما از نظر سطح همت و اراده، در جایگاهی پایینتر از آسمانها هستیم و نفس و خواستههای درونمان مانند شعلهای درون ما میسوزد. این شعله، به نوعی روشنکننده راهی است که در خفا و زیر پوشش دامن مخفی مانده است.
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity باعث میشود که انسان داراییهای خود را از نگاه بدبینان دور نگه دارد. از طرفی، با مهر و محبت به دیگران هم نمیتوان به اندازهای که با بخشش و سخاوت میتوان کرد، ارزش و اهمیت ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: هیچ سودی در این دنیا از گرفتاریهای پلههای بالا و پایین وجود ندارد، زیرا مانند سنگی که از چرخش فلاخن نمیافتد، انسان نیز به همین شکل نمیتواند از سرنوشت خود رهایی یابد.
هوش مصنوعی: مانند قمری که با ناز و عشوه در آغوش سرو میپیچد، کسی که نرمش و تسلیم را به خود نمیگیرد، نمیتواند در این حال و هوای عاشقانه قرار بگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
رهایی نیست زین خار شل آیین هیچ دامن را
جنون دوری از عقل گرانجان کرد آزادم
که می گردد دل از سرگشتگی خالی فلاخن را
به پایان زود می آید، بود شمعی که روشنتر
[...]
غمی در دل کند ماتم سرا صحرا و گلشن را
غبار دیده شام تیره سازد روز روشن را
ز خرج مال ای منعم، کسی نقصان نمی بیند
جوی بر باد دادن، کم نسازد قدر خرمن را
گداز سنگ آهن را، در آتش دیدم و گفتم
[...]
به مردم میکند نرگس ز هر جانب اشارتها
که فصل گل به چشم کم نباید دید گلشن را
سواد کعبه کی منظور ارباب نظر باشد
به سنگ سرمه حاجت نیست هرگز چشم روشن را
چو استعداد نبود کار از اعجاز نگشاید
[...]
زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
به خاک افکنده این زال کهن چندین تهمتن را
چراغان کرده از شمع مزار کشتگان هر سو
تو چون از جوش رعنایی کشی بر خاک دامن را
چه ترسی از حوادث چون توسل با خدا جستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.