ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
گره در دل ز پیوندست دایم شاخساران را
حریف خیره چشمان نیست حسن شرمناک تو
مکن زنهار دور از بزم خود ما خاکساران را
قبول عشق چون فرهاد هر کس را کمر بندد
ز جان سختی کند دندانه تیغ کوهساران را
گرانسنگی فلاخن را پر پرواز می گردد
به کوه صبر نتوان داد تسکین بی قراران را
من بی دست و پا زین خردسالان چون ستانم دل؟
که نتواند رسید آتش به گرد این نی سواران را
همانا هم قسم گشتند با هم لاله رخساران
که خون سازند در دل بوسه امیدواران را
به شرم من ندارد عندلیبی یاد، این گلشن
که زیر بال و پر بردم به سر فصل بهاران را
منه زنهار بیرون پای از حد گلیم خود
کز افتادن خطر کمتر بود دامن سواران را
مرا کرده است صائب بی دل و دین گردش چشمی
که سازد نقل مجلس سبحه پرهیزگاران را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات و آلام عاشقانهاش سخن میگوید و به توصیف حالاتی میپردازد که از عشق و زیبایی ناشی میشود. وی از غم نبودن در کناری محبوب و جدایی از بزمهای عشق صحبت میکند و میگوید که این عشق باعث سختیهای زیادی است. همچنین به خطراتی که ممکن است در عشق وجود داشته باشد اشاره میکند و نسبت به عواطف و درونیات خود تأمل میکند. در نهایت، شاعر به محدودیتهای خود و ضرورت احتیاط در روابط عاشقانه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: در تنهایی، هیچ اندوهی بر دل نمینشیند؛ زیرا عشق و پیوند دوستان همیشه در دل ما وجود دارد و مانند درختان به هم پیوستهاند.
هوش مصنوعی: حالت چشمانت آنقدر جذاب و فریبنده است که هیچ رقیبی قادر به مقاومت در برابر آن نیست. لطفاً از رفتار شرمآور خود دوری کن و ما کسانی که humble و متواضع هستیم را از مهمانی خود دور نگهدار.
هوش مصنوعی: عشق را مانند فرهاد بر دوش بگیرید، هر کسی که این عشق را بر خود تحمل کند، به سختی در برابر مشکلات ایستادگی میکند و میتواند با گذشت و اراده، موانع سخت را از سر راه بردارد.
هوش مصنوعی: وزن سنگین فلاخن باعث میشود که آن به سمت آسمان برود، اما در مقابل، کوه صبر نمیتواند آرامش را برای بیقراران فراهم کند.
هوش مصنوعی: من بدون قدرت و توانایی چگونه میتوانم دل از این بچهها بگیرم؟ زیرا آتش نمیتواند به دور این سواران نی برسد.
هوش مصنوعی: به راستی، لالههای زیبا با یکدیگر پیمان بستهاند تا در دل بوسههای عاشقانه غم و اندوه ایجاد کنند.
هوش مصنوعی: پرندهای که به آن اشاره میشود، شرمنده نیست که یادش را از باغی که زیر بال و پرش بردهاست، فراموش کند. این باغ در آغاز فصل بهار قرار دارد.
هوش مصنوعی: به خودت مراقب باش و از حد و اندازهات خارج نشو، زیرا با افتادن، آسیب کمتری به سواران میرسد.
هوش مصنوعی: چشمی که در آن زیبایی و جذابیت وجود دارد، من را از دین و دل دور کرده است و مثل یک نقل و قول در مجلس افرادی که پرهیزگار و متعهد هستند، احساساتی را به وجود میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را
کجا دانست یارب درد و داغ دل فگاران را
مبار ای ابر روز گشت آن چابک سوار آخر
که دیده بر ره است از دیرباز امیدواران را
ازین عشق جگرخواره چه دارم چشم بهبودی
[...]
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را
که روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را
چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوت
صلای باده زد مرغ چمن پرهیزگاران را
تو نیز ای پیر دیر اندر چنین فصلی به سرمستی
[...]
بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
که یاران در چنین روزی بکار آیند یاران را
عجب خاری خلید از نو گلی در سینه ریشم!
که برد از خاطر من خار خار گل عذاران را
ز ناز امروز با اغیار خندان میرود آن گل
[...]
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
که افزاید رسایی از گره در رشته باران را
ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را مانع
کجا ساکن کند دست نوازش بی قراران را؟
به قدر سعی، از مقصود هر کس بهره ای دارد
[...]
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
سحاب خشک حسرت میدهد مشتاق باران را
چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمیاری
به امیدی نشاندی ای صبا امیدواران را
نمک دارد که بعد از انتظار غم ز دل بردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.