تا گردباد آه به گردون نمی رسد
از گرد راه قاصد مجنون نمی رسد
هرجا دچار وصل شوی کام دل بکیر
هر روز نافه بر سر مجنون نمی رسد
هر مصرع بلند به عمری برابرست
زین بیشتر به مردم موزون نمی رسد
تا دختری ز سلسله تاک مانده است
وحدت سرای خم به فلاطون نمی رسد
صائب نمی کشم نفسی کز دیار عشق
صد درد نوبه سینه محزون نمی رسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و افکار عاشقانهاش میپردازد و توضیح میدهد که در دیار عشق، دردها و آرزوهایش بیپاسخ میماند. او بیان میکند که هرچه در جهان وجود دارد، برای او در این عشق بیمعنا است و وصال محبوب او به سختی ممکن است. همچنین، شاعر تمثیلهایی از گردباد و قاصد میآورد تا از تاثیر و عمق احساساتش سخن بگوید و میگوید که هیچ چیز از محبوبش به او نمیرسد و در زندگی او خوشی و آرامش نایاب است. در نهایت، او سکوت و دردهای بیپایانش را در بستر عشق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که طوفان فریاد به آسمان نمیرسد، پیامآور عشق دیوانه به مقصد نمیرسد.
هوش مصنوعی: هرجا که به وصال معشوق برسی، احساس خوشبختی و کمال را تجربه خواهی کرد. اما این خوشبختی هر روز برای همه به دست نمیآید و برخی افراد همیشه در حسرت و آرزوی وصال باقی میمانند.
هوش مصنوعی: هر یک از این ابیات بلند، به اندازه عمر یک فرد اهمیت و ارزش دارد و این نشان میدهد که شعرهای زیبا و موزون به مردم نمیرسد مگر اینکه بیشتری از عمرانی به آنها اختصاص یابد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دختری از تاک وجود دارد، هیچ نوع هماهنگی و یگانگی به کمال نمیرسد.
هوش مصنوعی: دمی نمیکشم که از سرزمین عشق، هیچگونه دردی به سینهی غمگینم نمیرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.