گنجور

 
صائب

از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد

از بوی عود فیض به مجمر نمی رسد

دلبر چنان خوش است که دل را کند کباب

آتش به داد عشق سمندر نمی رسد

تا شمع در سرای حضور تو محرم است

از غیب روشنایی دیگر نمی رسد

حسن از نیازمندی عشاق فارغ است

تلخی ز عیش مور به شکر نمی رسد

جمعیت حواس بود مال اهل فقر

این منزلت به هیچ توانگر نمی رسد

صائب وصال خضر به بخت است واتفاق

آواره هر که گشت به رهبر نمی رسد

 
 
نسکبان اندروید
عمادی شهریاری

ره می‌بریم و دیده به رهبر نمی‌رسد

کان می‌کنیم و تیشه به گوهر نمی‌رسد

مالش دهیم خاک سیه را به آب سرخ

چون دستمان به زردی اختر نمی‌رسد

بی‌نامه هدایت تو در طریق شمع

[...]

سیف فرغانی

دل شد ز دست و دست به دلبر نمی‌رسد

مرده به جان و تشنه به کوثر نمی‌رسد

غواص بحر عشق چو ماهی به دام جهد

چندین صف گرفت و به گوهر نمی‌رسد

شاخ درخت وصل بلندست و سر کشید

[...]

کلیم

دولت به ملک عشق به هر سر نمی‌رسد

سر تا بریده نیست به افسر نمی‌رسد

جایی که عارضِ تو به دعوی طرف شود

میراث آینه به سکندر نمی‌رسد

ناامن گشته میکده از دست رهزنان

[...]

صائب

شاهی به نشئهٔ می احمر نمی‌رسد

تاج و نگین به شیشه و ساغر نمی‌رسد

دست از سبب مدار که بی‌ابر نوبهار

یک قطره از محیط به گوهر نمی‌رسد

نتوان به دست و پا زدن از غم نجات یافت

[...]

طبیب اصفهانی

دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد

این تشنه‌لب دریغ به کوثر نمی‌رسد

اشکم به دیده کی رسد از گرمی جگر

از شیشه این شراب به ساغر نمی‌رسد

در پیش ما که بی‌سروسامان عالمیم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طبیب اصفهانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه