گنجور

 
صائب

از گرد راه قاصد مطلوب می رسد

روشنگر دو دیده یعقوب می رسد

من کز پیام عام تو یک گل نچیده ام

دستم کجا به غنچه مکتوب می رسد

گل سرفراز شهرت از اقبال بلبل است

ما را چه نازها که به مطلوب می رسد

آدم به سخت جانی من نیست در جهان

صبر من از زیارت ایوب می رسد

گر پی کنی به ناخن پای نسیم مصر

پیغام در لباس به یعقوب می رسد

صائب حدیث خام ز ما پختگان مجوی

می در شرابخانه ما خوب می رسد

 
 
نسکبان اندروید
واقف لاهوری

اشکم به سر دویده به محبوب می‌رسد

هرکس بلی به سعی به مطلوب می‌رسد

از دیده رود نیل زلیخا روان نمود

لیکن کجا به گریهٔ یعقوب می‌رسد

او گرچه پهلویم ننشیند به حکم ناز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه