ملایمت سپر خصم تندخو گردد
شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد
به چشم خویش جهان را سیه کند چو عقیق
ز ساده لوحی خود هرکه نامجو گردد
صدف عبث دهنی باز می کند به سؤال
گهر چگونه برابر به آبرو گردد؟
کنند بوی شناسان غلط به ناف غزال
ز نقش پای تو خاکی که مشکبو گردد
رخی که دیده خورشید ازو پرآب شده است
چه لایق است به آیینه روبرو گردد؟
همیشه سبز بود حرف هرکه چون طوطی
ز وصل آینه قانع به گفتگو گردد
ز چار موجه به ساحل رساند کشتی خویش
ز خلق هرکه چو صائب کناره جو گردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی ویژگیهای زیبایی و دوستداشتنی یک معشوق میپردازد و تمایز او را از سایرین نشان میدهد. شاعر با ذکر تصاویر و استعارههایی از طبیعت و صفات ظاهری، به توصیف تأثیر معشوق بر جهان و احساسات اطرافیان میپردازد. معشوقی که به زیبا شدن دنیا و آرامش دلها میانجامد، بهگونهای که در هر چهرهنگاهی و هر گفتگویی جذابیت و شگفتی وجود دارد. همچنین، شاعر به ناپایداری و خطاهای انسانی در درک زیباییها اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که زیباییهای واقعی به سادگی در دسترس نیستند.
هوش مصنوعی: وقتی که ملایمت و نرمش وجود داشته باشد، تندی و خشونت دشمن هم کاهش مییابد. همچنین، شراب که خاصیت شکنندگی دارد، در برابر این ملایمت به زانو درمیآید و ناتوان میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در جستجوی نام و مقام باشد، ممکن است به خاطر سادگی خود، دنیای خود را تیره و ناخوشایند ببیند، مثل عقیقی که به خاطر رنگ تیرهاش، ظاهری ناخوشایند دارد.
هوش مصنوعی: صدف بیفایدهای دهنش را باز میکند و میپرسد که چطور میتواند زیور (گهر) را برابر با آبرو قرار دهد؟
هوش مصنوعی: بوی شناسان به اشتباه به بوی ناف غزال اشاره میکنند و میگویند که خاکی که زیر پای تو است، خوشبو خواهد شد.
هوش مصنوعی: صورت زیبایی که شگفتانگیز و روشن است، چقدر شایسته است که در آینه دیده شود!
هوش مصنوعی: همیشه گفتههای هر کس مانند حرفهای طوطی در مورد وصل و ارتباط، سبز و تازه است و این گفتوگو باعث میشود که او به بحث و تبادل نظر بپردازد.
هوش مصنوعی: کشتی خود را از میان چهار موج به ساحل رساند، هر کسی که مانند صائب در جستوجوی کنار و آرامش باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
زبان تو به طبیبی بگرد او گردد
یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد
شکسته بند همه گرد آن کدو گردد
ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب
[...]
ملایمت سپر خصم تندخو گردد
شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد
به جوی رفته دگر بار آب می آید
که خاک باده کشان عاقبت سبو گردد
اگر تو چشم توانی ز هر دو عالم بست
[...]
تمام مملکت آن روز زیر و رو گردد
که قهر ملت با ظلم روبرو گردد
به خائنین زمین، آسمان عدو گردد
زمان کشتن افواج مرده شو گردد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.