از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
دامن گل به کف آورد و گلابی نکشید
جای رحم است بر آن مغز که در بزم وجود
از دل سوخته ای بوی کبابی نکشید
خاک در کاسه آن چشم که از پرده خواب
بر رخ دولت بیدار نقابی نکشید
رشک بر موج سراب است درین دشت مرا
که ز دریای بقا منت آبی نکشید
مگذر از کوی خرابات که آسوده نشد
گنج تا رخت اقامت به خرابی نکشید
راه چون خضر به سرچشمه توفیق نبرد
در ته پای خم آن کس که شرابی نکشید
هرکه چون کوزه لب بسته نگردید خموش
در خرابات جهان باده نابی نکشید
هرکه چون سرو درین باغ نگردید آزاد
نفسی راست نکرد و دم آبی نکشید
شد به تبخاله بی آب ز گوهر قانع
صدف تشنه ما ناز سحابی نکشید
کیست تا رحم کند بر جگر تشنه من؟
که به زنجیر مرا موج سرابی نکشید
جگر تشنه بود لاله خاکش صائب
هرکه زان چاه زنخدان دم آبی نکشید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج انسانی اشاره میکند که بدون تجربهی لذتهای زندگی، دچار سوختگی و تلخی است. او از افرادی سخن میگوید که از محبت و عشق دور مانده و به همین دلیل به حالتی پژمرده و خموش رسیدهاند. تصویرهایی از زیباییها و نعمات زندگی به کار میبرد تا نشان دهد بدون تلاش برای دستیابی به آنها، انسان هیچگاه طعم خوشی را نخواهد چشید. در نهایت، شاعر با نگاهی معنادار، احساس تشنگی و نیاز به عشق و درک را در خود و دیگران حس میکند و بر ناکامی در دستیابی به آن تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از دل شکسته خود، تسکینی نیافته و حیاطی نداشته باشد، نمیتواند زیباییهای خلقت و عشق را درک کند.
هوش مصنوعی: در دل آدمی که از درد و رنج عشق میسوزد، جای تأسف است که عطر خوش کباب را در مهمانی زندگی احساس نکند.
هوش مصنوعی: خاکی که در کاسه چشمی قرار دارد، که هیچ پرده خواب و زبانی نتوانسته آن را از حقیقت پادشاهی و وجود واقعی دور کند.
هوش مصنوعی: در این دشت، من به موج سراب حسدن حسرت میزنم، زیرا دریای جاودانگی به من هیچ آبی نمیدهد.
هوش مصنوعی: از محلهی خراباتیها عبور نکن، چون گنج واقعی آرامش نمییابد تا زمانی که تو زندگیات را به ویرانی و خرابی نسپاری.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به موفقیت و توفیق، باید به دنبال مسیر درست و تلاش جدی بود. کسی که از نعمت تجربه و علم بهرهبرداری نکرده، نمیتواند به آن هدف دست یابد.
هوش مصنوعی: هر کس که مانند کوزه، دهانهاش بسته و خاموش است، در این دنیا و در مجالس سرمستی، هیچ بادهی با ارزشی نمینوشد.
هوش مصنوعی: هرکس که مانند سرو در این باغ آزادانه نچرخید، نتوانسته است نفس خوشی بکشد و از زندگی لذت ببرد.
هوش مصنوعی: صدف تشنهای که جوهرش را ندارد، حالا به حالت تبخاله در آمده است و بهدنبال ناز و زیبایی سحابی است که نمیتواند به آن دست یابد.
هوش مصنوعی: چه کسی هست که بر دل سوزان من رحم کند؟ آیا کسی هست که از زنجیرهای این سراب، مرا رها سازد؟
هوش مصنوعی: دل عاشق سخت تشنه است و مانند لالهای تازه در خاک، نیاز به آب دارد. هر کسی که از آن چشمهٔ زیبایی و جذابیت که در چهرهٔ محبوب نهفته است، بهرهمند نشود، حسرت خواهد خورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.