از تماشا دل افسرده ما نگشاید
گره از غنچه پیکان به صبا نگشاید
آن که در خانه اغیار کمر باز کند
از کمر تیغ به کاشانه ما نگشاید
با حریفان همه شب در ته یک پیرهن است
آن که در خانه ما بند قبا نگشاید
زور می رحم به نومیدی ما خواهد کرد
محتسب گر در میخانه به ما نگشاید
صائب امید به ستاری یزدان داریم
که سر نامه ما روز جزا نگشاید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس ناامیدی و دلزدگی خود اشاره میکند. او میگوید که هیچ یک از مشکلات و غمها با تماشای دنیا و ارتباطات مرسوم حل نخواهد شد. همچنین، او به تبعیض و نابرابری در روابط اجتماعی اشاره میکند و از کسانی که در میخانه یا در خانههای دیگران کمک میطلبند، تمسخر میکند. در پایان، شاعر به امید خود به یزدان و به سرنوشت بهتر در روز جزا اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل افسرده ما به تماشای چیزی نمیگشاید و غنچه هم با وزش نسیم صبا باز نمیشود.
هوش مصنوعی: کسی که در خانه دیگران به خود جرات میدهد و به قصد آسیب به ما نزدیک میشود، نمیتواند به راحتی وارد خانه ما شود و آسیب برساند.
هوش مصنوعی: شخصی که در خانه ما به راحتی نمیتواند لباسش را باز کند، در شب با رقیبانش در یک وضعیت مشابه قرار دارد و همه آنها به یک اندازه در تنگنای یک پیراهن قرار گرفتهاند. این نشاندهنده این است که او در شرایطی سخت و محدود قرار دارد و نمیتواند خود را به راحتی آزاد کند.
هوش مصنوعی: اگر محتسب به ما اجازه ورود به میخانه را بدهد، با قدرت و لطفش به نجات ما از ناامیدی تلاش خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ما به لطف و رحمت خداوند امید داریم که در روز قیامت، سرنوشت ما را ننگراند و برکاتی را به ما عطا کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.