ازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود را
که از ظلمت برون آرم روان روشن خود را
نماند نامه ناشسته در دست سیه کاران
به صحرای قیامت گر فشارم دامن خود را
ز عمر برق جولان آن قدر فرصت طمع دارم
که پاک از سبزه بیگانه سازم گلشن خود را
من آزاده را در خون کشد چون پنجه شیران
ز نقش بوریا سازم اگر پیراهن خود را
همان با نفس نیکی می کنم، هر چند می دانم
کز احسان نیست ممکن دوست کردن دشمن خود را
به خرج برق و باد از جمع کردن رفت کشت من
مگر از باددستی جمع سازم خرمن خود را
ز چشم عاقبت بین، هر که امید ثمر دارد
در ایام بهاران درنبندد گلشن خود را
شبی کان ماه سیما شمع خلوتخانه ام گردد
کنم با آه اول چشم بندی روزن خود را
برد زنگ از دل آیینه تاریک، خاکستر
مبدل چون کنم صائب به گلشن گلخن خود را؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مسألهٔ وجود و تنهایی خود در محفل میپردازد و از تلاش برای روشنائی روحش در جهانی پر از ظلمت سخن میگوید. او به امید نجات از سیاهیهای دنیا، تلاش میکند تا نامهٔ اعمالش در روز قیامت بدون لکه باقی بماند. اشاره به گذر عمر و هزینه کردن این زمان برای زیباسازی زندگیاش دارد و از تجربهٔ زخمهای زندگی بهویژه در چالش با دشمنان میگوید. در نهایت، شاعر بر این باور است که باید دل را از کدورتها پاک کرده و به زیباییهای درون و بیرون توجه کند تا بتواند در محفل زندگیاش به افراشتن گلشن بپردازد.
هوش مصنوعی: من مانند شمع در این جمع، وجود خود را فرومیکاهیم تا از تاریکی بیرون بیایم و روح روشن خود را نشان دهم.
هوش مصنوعی: اگر دست کسانی که در کارهای نادرست هستند، نامهای در دستشان باقی نماند و در روز قیامت از کارهایشان پرسیده نشود، من باید دامن خود را از این فشارها نجات دهم.
هوش مصنوعی: از عمر کوتاه خود آنقدر فرصت دارم که بتوانم باغچهام را از گیاهان بیگانه پاک کنم و فقط گلهای خودم را نگهداری کنم.
هوش مصنوعی: من آزادهای را که در خونش غوطهور است، مانند شیرانی که در میدان نبرد میجنگند، به راحتی از میدان زندگی بیرون میکشم و اگر برای خود لباس مناسب داشته باشم، به این کار دست میزنم.
هوش مصنوعی: من با نفس و درون خود به خوبی رفتار میکنم، هرچند میدانم که نمیتوان به کسی که با ما دشمنی کرده، با محبت و بخشش نزدیک شد.
هوش مصنوعی: به خاطر وزش باد و رعد و برق، کشت و کار من به هم ریخته است. آیا میتوانم با دستان خالی و بدون ابزار، محصول خود را جمع کنم؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به آینده روشن و موفقیت آمیز امیدوار است، نباید در بهار زندگیاش فرصتها و زیباییها را از دست بدهد و خود را از لذتها و دستاوردها محروم کند.
هوش مصنوعی: در شبی که چهره زیبا مثل ماه روشن میشود، با حسرتی عمیق، اول به یاد چشمان او روزن خود را میبندم.
هوش مصنوعی: زنگ و کثیفی را از دل آیینه تیره ببرم، چگونه میتوانم خاکستر و آتش را به باغ گل خود تبدیل کنم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
چو شمع ای سیم تن زین غصه خواهم سوختن خود را
بیا بر بام و با من یک سخن زان لعل نوشین کن
که خواهم بر سر کوی تو کشتن بی سخن خود را
من از دیوانگی تیغ زبان با چرخ خواهم زد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.