عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
غافلانند که بر دولت خود پا زده اند
در و دیوار ز شوق تو ندارد آرام
کوهها را به کمر دامن صحرا زده اند
هر قدم بی سر و پایان تو پرگار صفت
چرخها بر سر یک آبله پا زده اند
اشک ریزان تو هر جا گهرافشان شده اند
مهر گوهر به لب دعوی دریا زده اند
به قدم فیض رسان باش که روشن گهران
بر سر خار گل از آبله پا زده اند
نیست در عالم تجرید سبکباری هم
گره از قاف به بال و پر عنقا زده اند
می دهد از جگر سوخته مجنون یاد
هر سیه خیمه که بر دامن صحرا زده اند
فلک بی سر و پا حلقه بیرون درست
صائب آنجا که سراپرده دلها زده اند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف آثار شوق و عشق به معشوق میپردازد. او عاقلان و غافلان را در برابر محبت و شوقی که به دل دارند، میسنجد و میگوید که دیوارها و کوهها به خاطر عشق به معشوق آرام ندارند. شاعر با بیان اینکه هر قدم در دنیای عشق هدف و غایتی دارد، به تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان انسانها اشاره میکند. همچنین، او انواع مظاهر عشق و اشک را به تصویر میکشد و عشق را جهانی میداند که در آن هر چیز به خاطر معشوق دچار دگرگونی و تحول میشود. به طور کلی، غزل فضای عمیق احساسی را به تصویر میکشد که از دل سوخته و longing ناشی میشود.
هوش مصنوعی: افرادی که با درک و بصیرت از زنجیره محدودیتهای تو رهایی پیدا کردهاند، در واقع نادانانی هستند که بر روی موقعیت و قدرت خود پا گذاشتهاند و از ارزشهای آن غافلاند.
هوش مصنوعی: دیوارها و سقفها به خاطر اشتیاق تو آرامش ندارند و کوهها با دامن صحرا در آمیختهاند.
هوش مصنوعی: هر گام تو بدون هدف و توجیه، مانند دورانی است که بر روی یک نقطه ثابت میچرخند و فقط در همان محل میزنند.
هوش مصنوعی: اشکهای تو در هر جا پخش شده و مانند جواهرهایی درخشان، نشان از عشق و عمق احساساتت دارد؛ به طوری که دیگران به خود میبالند و از تجربههای عمیق دریایی سخن میگویند.
هوش مصنوعی: به محض این که قدمی برای رسیدن به فیض و برکات برداری، روشنترین و باارزشترین گوهرها بر روی خارها و مشکلات خیره کنندهای که وجود دارند، پا گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: در جهان مجرد و غیرمادی، سبکی و راحتی وجود ندارد؛ چرا که حتی به پرواز پرندگان هم دچار مشکل هستند و این به وضوح نشان میدهد که دشواریهایی در عالم وجود دارد.
هوش مصنوعی: مجنون از دل سوختهاش به یاد هر خیمه سیاهی که در دشت برپا شده، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: آسمان بدون سر و پا، دایرهای را بیرون چیده است، درست همان جایی که پرده دلها را برپا کردهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا سرا پرده ی شش گوشه ش خضرا زده اند
نوبت حکم تو در عالم بالا زده اند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.