گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
نیست ممکن که توان یافت کجا می باشد
خلق را داروی بیهوشی حیرت برده است
ورنه او با همه کس در همه جا می باشد
نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما می باشد
از سر کوی تو هرکس که کند عزم سفر
گر به فردوس رود رو به قفا می باشد
در دل ماست خیال تو و از ما دورست
عکس از آیینه در آیینه جدا می باشد
خضر در دامن صحرای طلب کمیاب است
ورنه در هر سیهی آب بقا می باشد
جگر سوخته صاحب نظران می دارند
مشک در ناف غزالان ختا می باشد
دل سنگ تو ز بیتابی ما آسوده است
قبله را کی خبر از قبله نما می باشد؟
نیست ممکن که به رویش نگشایند دری
هرکه در حلقه مردان خدا می باشد
سر آزاده و درد سر دولت، هیهات
تیغ بر فرق من از بال هما می باشد
رهنوردی که سبکبار ز دنیا گذرد
خار در رهگذرش دست دعا می باشد
هرکه جان داده درین راه، رسیده است به جان
دل هرکس که ز جا رفت بجا می باشد
از دم گرم تو صائب دل افسرده نماند
نفس سوختگان عقده گشا می باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوبی میپردازد که هرچند به ظاهر در دسترس همهجا است، اما حقیقتاً یافتن او سخت و دشوار است. او به بیخبری خلق از واقعیتهای عمیق و عشق حقیقی اشاره میکند و همچنین از دوری و جدایی خود از محبوب سخن میگوید. در این میان، از نمادهایی مانند خضر و والم مشکلگشا برای بیان جستجوی حقیقت و زیبایی استفاده میکند. شاعر همچنین به دلتنگی و درد عاشقان اشاره میکند که با وجود داشتن محبوب، همچنان در حسرت او به سر میبرند. الگویی از آزادهخواهی و رنج بردن به واسطه عشق و تلاش برای رسیدن به وصال نیز در این اشعار مشاهده میشود. در نهایت، شاعر داستانی از امید و تسلی را به تصویر میکشد که با دم گرم محبوب، دلهای سوخته را به آرامش میآورد.
هوش مصنوعی: هرچند آن سرو زیبا در همه جا حضور دارد، اما پیدا کردن مکان او کار آسانی نیست.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر حیرت و شگفتی خود در خواب و بیهوشی به سر میبرند، در حالی که حقیقت این است که او همیشه و در همه جا در میان همه است.
هوش مصنوعی: امکان ندارد که تو از من دور شوی؛ زیرا شفافیت دلها باعث میشود که همیشه تو را ببینم.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دکان تو قصد سفر کند، حتی اگر به بهشت برود، در واقع در حال بازگشت به عقب است.
هوش مصنوعی: محبت و یاد تو در دل ما وجود دارد، اما تصوری که از تو داریم، با آنچه در واقعیت هستی فاصله دارد، مشابه تصویر در آینه که از خود آن جداست.
هوش مصنوعی: در جستجوی حقایق و دانش، یافتن افرادی که بتوانند راه را به ما نشان دهند، بسیار سخت است. در حقیقت، در هر جایی نشانههایی از زندگی و جاودانگی وجود دارد، اما مشاهده و درک آنها نیاز به بصیرت و تلاش ویژهای دارد.
هوش مصنوعی: صاحبنظران که در دل داغ و درد دارند، مانند مشک خوشبو در شکم غزالان سرزمین ختا هستند.
هوش مصنوعی: دل سخت تو از شوق و دلتنگی ما بیخبر و آسوده است. آیا آن کسی که نشانهگذار راه است، از وضعیت خود و متوجه شدن از ما خبر دارد؟
هوش مصنوعی: هیچ راهی نیست که در را به روی او باز کنند، زیرا او از کسانی است که در گروه مردان خدا قرار دارد.
هوش مصنوعی: سر آزاد و مشکلاتی که دولت ایجاد میکند، بعید است که شمشیر بر فرق من بیفتد، چرا که از بالای پرندهای بزرگ و مقدس به من میرسد.
هوش مصنوعی: مسافر یا رهگذری که دنیای مادی را پشت سر میگذارد و بار سنگینی ندارد، در مسیر خود با مشکلات و موانع رو به رو میشود که در اینجا به مانند خارهایی در راهش هستند. اما او با دعا و نیایش، به نوعی با این چالشها مواجه میشود و امیدوار است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مسیر فداکاری کرده و جان خود را داده، به حقیقت و مقصدی عمیق دست یافته است. همچنین هر کس که از جایگاه خود حرکت کرده، در حقیقت در جایگاه درست و معناداری قرار دارد.
هوش مصنوعی: از محبت و گرمای وجود تو، دلها که غمگین و افسرده بودند، دیگر افسرده باقی نمیمانند. وجود تو مانند نفسهای آزادکنندهای است برای کسانی که در درون خود درد و رنج دارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
حرکت لازمه قبله نما می باشد
دیده عالمی از خواب، دم صبح گشود
نفس صافدلان عقده گشا می باشد
هر غمی هست به انجام رسد در دو سه روز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.