جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد
کعبه در دامن شبگیر بلند افتاده است
سیل پر زور محال است به عمان نرسد
در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند
آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد
منتهی گشت به خط سلسله زلف دراز
نامه شکوه ما نیست به پایان نرسد
تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش
من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد
شعله شوق محال است ز پا بنشیند
تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد
هر که از دامن او دست مرا کوته کرد
دارم امید که دستش به گریبان نرسد
درد رنگین چو کند روی سخن را صائب
کار اهل سخن آن به که به سامان نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بر وجود شوق و جذبهای عاطفی تأکید میکند که اگر از سوئی خاص نیامده باشد، به دلخواهی نمیرسد. او به تصاویری چون کعبه و یوسف اشاره میکند تا نشان دهد که برخی زیباییها و خواستهها در دسترس نیستند. همچنین به مقامات اجتماعی اشاره کرده و میگوید که در شرایطی که ضعیفان در حال تلاش برای انتقام هستند، امیدی به فریاد رساندن آنها نیست. شاعر با استفاده از استعارهها، به آرزوها و حسرتهای خود پرداخته و به ناامیدی از رسیدن به خواستهها اشاره میکند. او همچنین میگوید که اگر کسی دستش را از او کوتاه کند، امیدی به پیوستن دوباره نخواهد داشت و در پایان به این نکته میرسد که کار اهل سخن گاه به سامان نیست.
هوش مصنوعی: اگر عشق و شوق از سوی سرزمین کنعان و یوسف نیاید، بوی پیراهن یوسف نیز به گریبان نمیرسد.
هوش مصنوعی: در شب تار، کعبه به زمین افتاده و سیلابی که قدرت زیادی دارد، نمیتواند به عمان برسد.
هوش مصنوعی: در مکانهایی که افراد ضعیف به دنبال revenge و تلافی هستند، اگر حتی موجود کوچکی مانند مورچه هم نتواند صدای سلیمان را بشنود و به او کمک کند، چه باید کرد.
هوش مصنوعی: سلسله زلفانی که به خطی زیبا جلوهگر شده، به بیانی بیانگر پیچیدگی و زیبایی ماست و این زیبایی هرگز به انتها نمیرسد.
هوش مصنوعی: تو و چشمی که میتواند از دلها عبور کند و مژگانی که به آن زیبایی میبخشد، من هم دزدیده نگاهی هستم که هرگز نتوانستهام به آن مژگان دسترسی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: شعلهی اشتیاق هرگز از پا نمیافتد و همچنان پابرجاست، تا زمانی که دل تشنه به منبع عشق و زیبایی نرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از محبت و لطف او من را جدا کند، امیدوارم که خودش هم نتواند به مقصودش برسد و در زندگیاش دچار مشکل شود.
هوش مصنوعی: وقتی درد و رنج به خوبی بیان شود، بزرگترین هنر در کلام، آن است که اهل سخن به نتیجهای برسند که مناسب باشد و درستی و درک را به همراه داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
که به دادم نرسی تا به لبم جان نرسد
هر چه در عرصه هستی است به پایان برسد
جز شب تیره هجران که به پایان نرسد
نیست یک شب که مرا اشک جهانپیما نیست
[...]
دل سودازده را کار به سامان نرسد
تا مرا دست به آن زلف پریشان نرسد
دل من تنگ و غم هجر فراوان چه کنم
گر بامداد من آن دیده گریان نرسد
گر بدامان نرسد دست منت نیست عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.