که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟
فرد خورشید که می گفت که باطل گردد؟
می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن
که چو پروانه به گرد سر محفل گردد
ناف دریاست چو گرداب مرا لنگرگاه
نیستم موج که سعیم پی ساحل گردد
مرغ روح شهدا پر به پر هم بسته است
زهره کیست که گرد سر قاتل گردد؟
سخن تلخ فرو برده و قهقه زده ام
کام من تلخ کی از زهر هلاهل گردد؟
سر مژگان سبکرو به سلامت باشد!
پا اگر آبله از دوری منزل گردد
شبنم آینه کس چهره خورشید نکر
به چه رو با رخش آیینه مقابل گردد؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت عشق و علاقه میپردازد. او با تصاویری از زیبایی معشوق، مانند حسن و شمع، نشان میدهد که عشق ورزیدن به شخصیتی دلانگیز ممکن است درد و رنج به همراه داشته باشد. همچنین به این نکته اشاره میکند که به رغم تمام تلخیها و مشکلات، هنوز هم روح قربانیان عشق در جستجوی حقیقت باقی مانده است. در انتها، شاعر با استفاده از نماد آینه و شبنم، به تأمل درباره چهره معشوق و تأثیر زیبایی او بر جهان میپردازد.
هوش مصنوعی: کسی که تصور میکرد زیبایی خط تو از بین خواهد رفت، چگونه میتواند به فردای دنیای خورشید اعتماد کند که میگوید موجودیتش از بین خواهد رفت؟
هوش مصنوعی: میتوان از زیبایی چهرهی کسی بهرهبرداری کرد، همانطور که پروانه به دور شمع میچرخد و از نور آن لذت میبرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من تنها در عمق دریا زندگی میکنم و هیچ جایی برای لنگر انداختن ندارم. تلاش من این است که به ساحل برسم، اما در میان امواج دریا غرق میشوم.
هوش مصنوعی: روح شهدا مانند پرندهای است که به هم پیوسته و متحد شدهاند و هیچکس جرئت نمیکند به دور قاتل بچرخد.
هوش مصنوعی: من با وجود این که حرفهای تلخی را در دل نگه داشتهام و در ظاهر میخندم، نمیدانم که آیا روزی کام شیرین من از زهر تلخیها کم خواهد شد یا نه؟
هوش مصنوعی: به امید آنکه مژگان زیبا و لطیف او همیشه سالم و سلامت بماند! اگر پاها به خاطر دوری از محل زندگی دچار زخم و مشکلاتی شوند.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تحیر و شگفتی اشاره میکند که چگونه شبنم، که خود کوچک و کماهمیت است، میتواند چهرهی درخشان خورشید را بنگرد. این بیت نشاندهندهی تضاد میان زیبایی و نور خورشید و کوچکی و ناچیزی شبنم است. شاعر به نوعی به این فکر میکند که چطور میتوان با وجود این تفاوتهای عظیم، این دو، یعنی شبنم و خورشید، به هم نگاه کنند و به نوعی به تأمل و تعجب از این وضعیت پرداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیش از آن دم که ز خط حسن تو زایل گردد
غمزه ات هر طرفی در طلب دل گردد
لشکر شام به صبح تو مقابل گردد
کار با سلسله زلف تو مشکل گردد
لب شکر شکنت زهر هلاهل گردد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.