به طوف خاک من گر آن سراپا ناز می آمد
به جوی عمر، آب رفته من باز می آمد
چنان کز شیشه سربسته آید باده در ساغر
به آن تمکین به آغوش من آن طناز می آمد
به صید خویش می کردم دلالت شاهبازش را
اگر از خنده من همچو کبک آواز می آمد
ز امید وصالش بود آهنگ آنچنان بزمم
که بی ناخن صدا از پرده های ساز می آمد
چنان کز بازگشت نوبهاران شد جوان عالم
چه می شد گر بهار عمر ما هم باز می آمد؟
اگر می بود در گلزار عالم نوگلی صائب
صفیر عشق از کلک سخن پرداز می آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به longing یا آرزوی شدید شاعر برای بازگشت محبوب اشاره دارد. شاعر اشتیاق دارد تا محبوبش با نرمی و زیبایی بینظیرش به سراغش بیاید و لحظههای شیرین گذرانده شده را بازگرداند. او به خاطر امید و سرزندگی ناشی از وصال محبوب، بزم شاد و موسیقی زندگیاش را مجسم میکند. شاعر بهار عمر و زیبایی زندگی را با بازگشت محبوبش مترادف میداند و آرزو میکند که همچون بهار، لحظات شادابی دوباره تجربه شود.
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا و دلفریب به سرزمین من میآمد، زندگی و روزگار از دست رفتهام دوباره به من برمیگشت.
هوش مصنوعی: مثل اینکه شرابی در ظرفی بسته به آرامی به ساغر ریخته میشود، آن دلبر زیبا نیز با همان آرامش و زیبایی به آغوش من میآید.
هوش مصنوعی: من به شکار خودم اشاره میکردم و به شاهبازم میگفتم، اما اگر از خندهام صدایی شبیه کبک بلند میشد.
هوش مصنوعی: به خاطر امید به وصالش، آنقدر شاد و سرزنده بودم که حتی بدون اینکه کسی به ساز ضربه بزند، صداها از پردههای ساز به گوش میرسید.
هوش مصنوعی: چه زیباست که جوانی و تازگی بهار با بازگشت فصلها دوباره به زندگی برمیگردد. اما وای اگر بهار عمر ما نیز مانند بهار طبیعت بازمیگشت، چه حال و هوایی داشت!
هوش مصنوعی: اگر در دنیای زیبای هستی گلی نو و تازه وجود میداشت، صائب، سخنسنج عشق را با قلم خود جاری میکرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.