دمی کز روی آگاهی بود تیغ دودم باشد
به دنیا هر که پشت پا زند صاحب قدم باشد
بود ملک جهان زیر نگین اقبالمندی را
که چترش مهر خاموشی و تنهایی علم باشد
مکن از ظلمت فقر و فنا چون بیدلان وحشت
که آب زندگانی در شبستان عدم باشد
مشو غافل زپاس هیچ دل در عالم وحدت
که در ملک سلیمان مور هم صید حرم باشد
نیم غمگین اگر گردون نگردد بر مراد من
که برد پاکبازان بیشتر در نقش کم باشد
به قدر جستجو روزی به دست آید، زپا منشین
که رزق مور با آن ناتوانی در قدم باشد
زفریاد و فغان طبل تهی سیری نمی دارد
ندارد گوش امن آن کس که در بند شکم باشد
زخط گفتم به عاشق مهربان گردد، ندانستم
که آن بیدادگر را اول مشق ستم باشد
ندارد گنج قارون اعتبار خاک در چشمش
دلی کز درد و داغ عشق صائب محتشم باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در زندگی و دنیای مادی میپردازد. او با اشاره به ظرایف وجودی انسان، به اهمیت آگاهی و سعی در غلبه بر فقر و تنهایی تأکید میکند. همچنین، ذکر میکند که حقیقت زندگی بهدست آوردن روزی و تلاش است، نه انتظار برای فراهم آمدن شرایط مناسب. شاعر به عشق و تعلق خاطر به زیباییها نیز اشاره میکند و میگوید که ارزش عشق حقیقی در درک درد و رنج نهفته است. در نهایت، او به بیارزشی ثروتهای دنیوی در مقایسه با عشق و انسانیت اشاره کرده و بر اهمیت دلهای عاشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که با آگاهی و دانایی گام بردارد، در دنیا مانند تیغی برنده و مؤثر خواهد بود و کسی که از روی ناآگاهی و بیتوجهی به فرصتها پشت پا بزند، از موفقیت دور خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در دنیای من، فرمانروایی و حاکمیتی وجود دارد که تحت تأثیر شانس و اقبالمندیم قرار دارد، و سایهاش نشانهای از آرامش و تنهایی است.
هوش مصنوعی: از ترس و نگرانی فقر و نابودی، مثل کسانی که دلهایشان بیمناک است، رفتار نکن؛ که آب زندگی در تاریکی عدم و نیستی موجود است.
هوش مصنوعی: به هیچ وجه از مراقبت دلها در عالم یگانگی غافل نشو، زیرا حتی در سرزمین قدرت سلیمان، موجودی کوچک مانند مور میتواند به حریم امن وارد شود.
هوش مصنوعی: اگر آسمان و روزگار بر وفق مراد من نچرخد و غمگین باشد، باز هم جای شکرگزاری است؛ زیرا وفادارانی که در دنیا به خوبی ظاهر میشوند، بیشتر از آنچه به نظر میرسد، در زندگی وجود دارند.
هوش مصنوعی: در زندگی، اگر به اندازه تلاش کنیم، روزی و روزیمان به ما خواهد رسید. نباید منتظر بنشینیم؛ حتی مورچهای که کوچک و ناتوان است، برای به دست آوردن روزیاش قدم برمیدارد.
هوش مصنوعی: از صدای ناله و فریاد هیچ سودی نخواهی برد؛ کسی که به لذتهای دنیوی وابسته است هرگز آرامش نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: گفتم که عشق میتواند دلهای مهربان را به هم نزدیک کند، اما نمیدانستم که کسی که ظلم میکند، اولاش خود در یادگیری ظلم است.
هوش مصنوعی: ثروت قارون در نظر کسی که دلش به خاطر عشق دچار درد و اندوه است، ارزشی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
هنوز از اینچنین دردی که دارم از تو کم باشد
چگونه سر بسائی بر فلک کز غایت عزّت
به هر جا پا نهی سرها ترا زیر قدم باشد
غنیمت دان حضور درد و غم ای دل که دوران را
[...]
گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد
دلش همخوابهٔ اندوه و جانش جفت غم باشد
حرامست ار کند روزی دلش میلی به بستانی
همایون دولتی کش چون تو باغی در حرم باشد
ز چشم لطف بر احوال مسکینان نظر میکن
[...]
اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد
که در میزان ماه مصر گوهر سنگ کم باشد
زوصل دختر رز در جوانی کام دل بستان
که در پیری می روشن چراغ صبحدم باشد
به اندک فرصتی تاک از درختان گشت رعناتر
[...]
عزیزی گفت با من دوش کای سلطان سوداگر
چرا با این قدر سامان به جنت متهم باشد
چو ماهی می کند جمع درم اما نمیداند
که صید ماهیی جایز بود کانرا درم باشد
بدو گفتم کریمش گرچه نتوان گفت البته
[...]
مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
غم اول لقمهٔ این [خوان و] الوانش الم باشد
حصیر کهنه را قیمت دل درویش می داند
سفال باده در دست سبوکش جام جم باشد
خیالم را ز عالم برده بیرون سرمه سا چشمی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.