فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد
زچشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد
که از هر حلقه اش انگشتر زنهار پیدا شد
سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری
به خاب ناز رو چون دولت بیدار پیدا شد
محک از کارهای سخت باشد شیرمردان را
به مردم جوهر فرهاد در کهسار پیدا شد
مسلمان می شمردم خویش را، چون شد دلم روشن
ز زیر خرقه ام چون شمع صدزنار پیدا شد
مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد!



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و جان میپردازد. او از گلزار سخن میگوید که در آن گل بیخار یافتی شده و به زیبایی یار اشاره دارد. نویسنده از خط مشکین معشوق برای حفاظت از چشم بد خدا میگوید و قدرت عشق و احساسات را در زندگی پررنگ میکند. همچنین، شاعر با استفاده از نمادهایی مانند شمع و فرهاد، به تلاش و کوشش در عشق و جستوجو در مسیر دوستی اشاره میکند. به علاوه، او به تبدیل شدن از بیکاری به فعالیت و عشق اشاره میکند و این تحول را عجیبی برای خود و دیگران میداند.
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشش محبوب در چهره گلستان نمایان شد و در این گلستان، بالاخره یک گل بدون خار به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: خداوند از چشم بد نگهداری کند آن خط سیاه را که از هر یک از دایرههایش، انگشتری برای نجات و ایمنی نمایان شد.
هوش مصنوعی: تمام وجودت را به عشق و توجه معطوف کن تا خوشبختی و موفقیت به سراغت بیاید، زیرا وقتی که به خواب ناز رفتهای، نمیتوانی به خوبی از فرصتها بهرهبرداری کنی. وقتی که کنترل امور را در دست داری و هوشیار هستی، به راحتی میتوانی به آرزوهایت برسی.
هوش مصنوعی: امتحان و چالشها نشانههایی از قدرت و bravery مردان واقعی است و اصل و جوهر افراد بزرگ در موقعیتهای سخت و دشوار مشخص میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از تجربهای روحانی و روشنایی درونی صحبت میکند. او زمانی که به نور دلنشین خویش دست یافته، خود را مسلمان و زنده حس میکند. این نور مانند شمعی در زیر لباس (خرقه) او میدرخشد و باعث میشود که او درخشان و شناخته شود، به گونهای که دیگران از او آگاه میشوند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیکاری و زمان آزاد، به فکر مسایل مربوط به عشق افتادم و این واقعاً موضوع عجیبی است که برای افرادی که بیکار هستند، این نوع فکر و احساس به وجود میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
بیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد
بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزم
بلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد
جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.