زدل زنگ ملال از باده احمر نمی خیزد
به آب بحر از عنبر سیاهی بر نمی خیزد
ندارد زلف او دیوانه ای هموارتر از من
که از زنجیر من آواز چون جوهر نمی خیزد
زبان آتشین را چرب نرمی می کند کوته
چراغی را که روغن کشت دودش بر نمی خیزد
محال است این که گردد بی غریبی پختگی حاصل
به جوش آب دریا خامی از عنبر نمی خیزد
در امیدواری آنچنان مسدود شد صائب
که از آیینه زنگ از سعی خاکستر نمی خیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حس تنهایی و ملال خود میپردازد و از ناتوانی در یافتن آرامش و زیبایی سخن میگوید. او به این نکته اشاره دارد که حتی در منظرهایی که میتوانند شاداب و زنده باشند، احساس کسالت و ناامیدی او برطرف نمیشود. زلف محبوبش را که به قول او دیوانهای هموارتر از خود دارد، به عنوان نماد زیبایی و جاذبه میداند اما آن نیز قادر به تغییر حال او نیست. در نهایت، شاعر به بنبست امیدواری خود اشاره کرده و از ناکامی در دستیابی به پختگی و آرامش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: از دل آدمی که از خمودگی رنج میبرد، شادی و سرزندگی با شراب قرمز بیرون نمیآید، همانطور که از آب دریا هم عطر خوش عنبر به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: زلف او هیچ دیوانهای به اندازه من آرامش ندارد، زیرا از زنجیر قلب من هیچ صدایی شبیه جوهر نمیرسد.
هوش مصنوعی: زبان تند و آتشین با نرمی و ملایمت تسکین مییابد، مانند چراغی که وقتی روغنش از دانه کشت باشد، دودی از آن بلند نمیشود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در شرایطی که انسان تنها و غریب باشد، نمیتواند به بلوغ و پختگی برسد. همچنین، به این نکته اشاره دارد که دریا به تنهایی نمیتواند چیزی با ارزش مانند عنبر تولید کند و برای رسیدن به چیزهای خوب و ارزشمند، باید شرایط مناسبی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: صائب به قدری در انتظار و امید خود غرق شده است که حتی از آینهای که زنگ زده هم نتوانسته است حرکتی ببیند و گویی تلاش او بیثمر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد
به شستن از گهر گرد یتیمی بر نمی خیزد
فغان بی اثر در سینه عاشق نمی باشد
ازین فولاد یک شمشیر بی جوهر نمی خیزد
غریبی رتبه اهل سخن را می کند ظاهر
[...]
به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزد
اگر بر خاک میافتد نگاهم برنمیخیزد
غبار ناتوانم با ضعیفی بستهام عهدی
همهگر تا فلک بالم سرم زین در نمیخیزد
نفسعمریستاز دلمیکشد دامنچهنازست این
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.