بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
که دام خویش را صیاد زیر خاک نگذارد
یکی صد شد زفیض صبح تأثیر سرشک من
که حق دانه پیش خود زمین پاک نگذارد
شهادت غافل از پاس ادب جان را نمی سازد
سر عاشق قدم بر دیده فتراک نگذارد
کجا خواهد لب گستاخ را راه سخن دادن؟
شکر خندی که دلها را گریبان چاک نگذارد
زصبح آفرینش بر نیاید آتشین رویی
که در کوی تو چون خورشید سر بر خاک نگذارد
به ور باده نتواند برآمد هر زبردستی
که را دیدی که پشت دست پیش تاک نگذارد؟
گزیدم با هزاران آرزو عشقش، ندانستم
که در دل آرزو آن شعله بیباک نگذارد
مرا چون آب بود از جلوه مستانه اش روشن
که قمری را به سرو آن قامت چالاک نگذارد
طلسم شیشه نتواند برآمد با می زورین
عبث سر در سر پرشور من افلاک نگذارد
گرفتم چون شرر در سینه خارا نهان گشتم
مرا در پرده نور شعله ادراک نگذارد
نماند از چشم تر در سینه صائب خرده رازم
که ابر نوبهاران دانه ای در خاک نگذارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و ارادت خود به معشوق میپردازد و تأکید میکند که عشق واقعی و عمیق نمیتواند در دلودماغ عاری از ادب جا بگیرد. او به بحرانهای وجودی و محدودیتهایی که بر سر راه عاشق است اشاره میکند و بیان میکند که این عشق، انسان را از خود بیخود میکند و مانع ظهور واقعیات درونی میشود. در این میان، تصاویری از دردهای عاشقانه و آرزوهایی که برآورده نمیشود، به تصویر کشیده میشود و بهطور کلی حالوهوای غزل غمانگیز و توأم با تردید و اشتیاقی عمیق است. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق و تأثیرات شگرف او بر احساسات و نگرش خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: هیچ گاه بدن انسان در زمین بدون آلودگی باقی نمیماند، زیرا شکارچیان و خطرات زندگی نمیگذارند که افراد بدون آسیب شوند.
هوش مصنوعی: یکی از تاثیرات صبح، اشک من به اندازهای قوی و تأثیرگذار است که خداوند هیچ دانهای را روی زمین پاک نخواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی جان را برای شهادت فدای بیتوجهی به آداب و اصول کرد. عاشق واقعی هرگز قدمش را بر روی چیزهای بیارزش نمیگذارد و به آنچه مقدس و باارزش است احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: کجا میتوان به زبانی که بیپرواست، اجازه صحبت داد؟ به مانند شکر که لبخندش دلها را نرنجاند و در دلهاافتادگی ایجاد نکند.
هوش مصنوعی: از صبح آفرینش، هیچکس با چهرهای آتشین و درخشان به وجود نیامده است که در محلهی تو مانند خورشید، سر به خاک بگذارد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در نوشیدن باده به مقام و رتبه بالا برسد، مگر اینکه کسی را دیده باشد که دستش را بر پشت دست دیگرش نگذارد و این نشاندهندهٔ تعهد و خودداری اوست.
هوش مصنوعی: عشق او را با هزاران آرزویی که داشتم انتخاب کردم، اما نتوانستم بفهمم که در دل آرزوها، آن شعله بیرحم اجازه نخواهد داد.
هوش مصنوعی: من از زیبایی و جذبه مستانه او به قدری روشن و شفاف شدم که مثل آب زلال هستم، طوری که قامت بلند و زیبا او اجازه نمیدهد قمر (ماه) خود را به سرو (درخت) برسد.
هوش مصنوعی: طلسم شیشهای نمیتواند بر قدرت و شور و شوق من غلبه کند، چرا که آسمانها از من فراتر نمیروند.
هوش مصنوعی: من مانند شراری در دل سنگ پنهان شدم، زیرا شعلهای از آگاهی نمیگذارد که من در پرده نور بمانم.
هوش مصنوعی: در سینه صائب هیچ راز کوچکی باقی نمانده است، زیرا ابرهای بهاری حتی مانع از این میشوند که یک دانه در خاک باقی بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.