دلی کز زلف او شیرازه جمعیتی دارد
شبش خوش باد کز دوران کمند وحدتی دارد
یکی صد شد زخط سبز حسن آن لب میگون
در ایام بهاران می عجب کیفیتی دارد
شراب و شاهد و ساقی و مطرب هر که را باشد
سپندی گو بر آتش نه که خوش جمعیتی دارد
لبش امروز و فردا می کند در بوسه دادنها
نمی داند زخط چون دشمن کم فرصتی دارد
دل عاشق به فکر سینه پر خون نمی افتد
که در هر حلقه آن زلف دام صحبتی دارد
ندارد دانه ای جز خوردن دل دام صحبتها
بود در جنت در بسته هر کس خلوتی دارد
نگه دارد خدا از خواری اخوان عزیزان را!
که چون گوهر دلش آب است هر کس قیمتی دارد
به اندک فرصتی تاک از درختان گشت رعناتر
نماند بر زمین هر کس که بال همتی دارد
حباب آسا سراسر می رود در سینه اش دریا
درین دریای پرآشوب هر کس خلوتی دارد
بود در دیده ما تنگتر از حلقه خاتم
به چشم مور اگر ملک سلیمان وسعتی دارد
چنان از فکر زاد آخرت غافل بود نادان
که زیر خاک پنداری گمان فرصتی دارد
زبیم آسیا در سینه دارد چاکها صائب
به ظاهر خوشه گندم اگر جمعیتی دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به وصف زیباییها و ویژگیهای عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر با اشاره به زلف و لب یار، شکوه و زیباییای را که در آن وجود دارد، توصیف میکند و بر خوشی شبهای عاشقانه تأکید میزند. او به طور نمادین از شراب و خوشگذران صحبت میکند و به چالشهای لحظات ناپایدار زندگی اشاره دارد. در خلال بیان احساسات، تأکید میکند که دل عاشق به درد و رنج فکر نمیکند و هر زنجیری که در زلف یار باشد، فرصتی برای گفتوگو و دلدادن ایجاد میکند. شاعر همچنین به ناپایداری دنیا و بیمقداری فرصتها مینگرد و تأکید میکند که برخی از افراد به غفلت از آخرت در سنجش ارزشها دچار اشتباه میشوند. در نهایت، او به زیباییهای دنیا و عشق اشاره میکند و از تنهاییهای انسانی در عالم هستی صحبت میکند.
هوش مصنوعی: دل که به خاطر زلف او حال و هوای خاصی پیدا کرده، شبی خوش دارد که از زمان پیوستگی با او لذت میبرد.
هوش مصنوعی: در روزهای بهاری، لبهای زیبا با خط سبز و خوش رنگ خود، به یکباره جذابیت خاصی پیدا میکنند که حیرتانگیز است.
هوش مصنوعی: هر کسی که شراب، معشوق، ساقی و نوازنده دارد، باید بداند که اگر صدای ساز خوش باشد، بهتر است که در آتش خود را بسوزاند.
هوش مصنوعی: لب او امروز و فردا میکند، در بوسه دادنها تردید دارد و نمیداند که مانند دشمن، فرصتها کم هستند.
هوش مصنوعی: دل عاشق درگیر درد و رنج خود نیست و به خونین بودن سینهاش فکر نمیکند، چراکه در هر حلقه موی معشوق، گفتگویی و راز و رمزهایی نهفته است.
هوش مصنوعی: همه چیز به دلیلی برمیگردد که عشق و گفتگو در یک فضای بهشتی و دلپذیر وجود دارد. هر فردی در دنیای خود، لحظاتی از تنهایی و خلوت دارد که به او احساس آرامش میدهد.
هوش مصنوعی: خداوند عزیزان و برادران را از ذلت و خاری محافظت کند، زیرا در دل هر کس به مانند جواهری ارزشمند، اهمیتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: با اندک فرصتی، روند زندگی و دستاوردها مانند میوههای درختان به پختگی و زیبایی میرسند. هر کسی که اراده و همت بلندی داشته باشد، هیچگاه درازمدت در زمین باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: هر فردی در دل خود دنیایی دارد؛ مانند حبابی که در دریا شناور است. در این دریای پرهیاهو، هرکس میتواند با خودش خلوت کند و به آرامش برسد.
هوش مصنوعی: در چشمان ما، هر چیزی کوچکتر از حلقهی انگشتری به نظر میرسد، حتی اگر سلطنت سلیمان وسعت زیادی داشته باشد.
هوش مصنوعی: نادان به قدری غرق در دنیای مادی و مشغولیتهای چالشبرانگیز زندگی است که اصلاً به یاد آخرت و زندگی پس از مرگ نیفتاده و گمان میکند که حتی در زیر خاک هم فرصتی برای جبران کارهایش دارد.
هوش مصنوعی: در دل این آدم، دردها و زخمهای زیادی وجود دارد، اگر چه به ظاهر ممکن است مانند خوشه گندم زیبا و جمع و جور به نظر برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
بنازم شیشهٔ می را که صافی طینتی دارد
عبث بر دوش آزادی کشیدم رخت هستی را
ندانستم که بار زندگانی منتی دارد
خیال نرگسش پیمانه پیما بود در خوابم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.