شیوه های چشم او را در نظر داریم ما
مو به مو زان جنبش مژگان خبر داریم ما
بلبلان در راه ما بیهوده می ریزند خار
دیده ای از دامن گل پاکتر داریم ما
زورق ما گرچه شد یکرنگ دریا چون حباب
همچنان اندیشه از موج خطر داریم ما
از پی روپوش، صندل بر جبین مالیده ایم
ورنه سر را از برای دردسر داریم ما
دیدن پا خوشترست از بال و پر طاوس را
عیب خود را در نظر بیش از هنر داریم ما
دیده حیران ما را پرده دیگر شود
نسخه از رخسار او چندان که برداریم ما
نیست آسان ترک می صائب خمارآلود را
چون ازان لبهای میگون چشم برداریم ما؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و جذابیتهای محبوبش میپردازد و با اشاره به چشمان و مژگان او، از احساس عمیق خود سخن میگوید. او بیان میکند که معشوقهاش در میان گلها و زیباییهای دنیا پاکتر از همه است، در حالی که خود او به رغم خطرات و سختیها همچنان در افکارش غرق است. شاعر به تضاد میان نگرش به زیبایی و واقعیتهای تلخ زندگی اشاره میکند و همچنین به دشواریهای دوری از معشوق و وابستگی به عشق اشاره مینماید. در نهایت، او میگوید که ترک عادتهای مربوط به عشق سخت و دشوار است.
هوش مصنوعی: ما به دقت رفتار چشم او را زیر نظر داریم و از هر حرکتی که با مژههایش انجام میدهد، به خوبی آگاه هستیم.
هوش مصنوعی: پرندههایی که به عشق ما آواز میخوانند و غم و اندوه خود را بیان میکنند، نمیدانند که ما چیزهای پاکتر و زیباتر از گل داریم و از آنها دورند.
هوش مصنوعی: کشتی ما هرچند که دریا را یکی دیده و با آن هماهنگ شده است، اما همچنان در خطر و نگرانی از امواج خطرناک هستیم.
هوش مصنوعی: ما برای پوشاندن مشکلات و دردسرهایمان، ظاهری زیبا و آراسته به خود گرفتهایم، اما در حقیقت مشغلههای فکری و نگرانیها به سراغمان آمدهاند.
هوش مصنوعی: تماشای پاهای طاوس برای ما زیباتر از بال و پر آن است، زیرا عیبهای خود را بیشتر از هنرهایمان میبینیم.
هوش مصنوعی: چشمان ما از شگفتی و تعجب در حال حیرت است. اگر پرده دیگری از روی چهره محبوب برداریم، آنقدر زیباست که از دیدن آن، حالتی غیرقابل وصف به ما دست میدهد.
هوش مصنوعی: ترک کردن میهای خمارآلود و نشئه را کار راحتی نیست، چون وقتی که از لبهای زیبا و میگون میگذریم، دل کندن از آنها دشوار میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
چون مه کنعان عزیزی در سفر داریم ما
بسکه از ساز ضعیفیها خبر داریم ما
چنگ میگردیم اگر یک ناله برداریم ما
عاشقان را صندل آسودگی دردسرست
تا به سر، دردی نباشد، دردسر داریم ما
ازکمال ما ممیپرسیکه چون آه حباب
[...]
از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما
بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم
گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!
رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.