حرف زن تا بر لب عیسی نفس سوزن شود
روی بنما تا سواد طوطیان روشن شود
دل چه خونها می خورد دور از شراب لاله رنگ
مرگ عیدست آن چراغی را که بی روغن شود
ای صبا، جان تازه می گردد ز تغییر لباس
چند اوقات تو صرف بوی پیراهن شود؟
آه بی لخت جگر از دل نمی تازد به چرخ
سخت می ترسم بر این مجمر که بی روزن شود
گرد رنگ سایه نتوانست گردیدن خزان
خاکساری سد راه جرأت دشمن شود
چشم مجنون چشم لیلی را سخنگو می کند
عشق چون پر کار افتد حسن صاحب فن شود
چون بصیرت نیست، باشد حلقه بیرون در
آفتاب وماه اگر در دیده روزن شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مضامین عشق و زیبایی میپردازد و به تحولات احساسی و روحی اشاره میکند. او از دلخود ایگو و درد فراق صحبت میکند و تأکید میکند که ارتباطها و فهم عمیق نیاز به روشنایی و بینش دارد. زیبایی و عشق به عنوان عاملی موثر، میتواند خویشتن را متحول کند و زندگی را پرمعنا سازد. در نهایت، شاعر به اثرات مثبت عشق و عشقورزی در زندگی انسانها اشاره میکند و به نقش بینش و آگاهی در این فرآیند میپردازد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سخن بگویی، باید محتوا و مفهوم آن چنان شفافی باشد که همانند چهرهای که در آینه میبینی، نمایان شود. تنها در این صورت است که کلام تا عمق جان نفوذ کرده و تأثیرگذار خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل در غمهایش به شدت احساس درد میکند، در حالی که دور از نشانههای زندگی و نشاط، همچون شراب لالهای که مربوط به مرگ است، قرار دارد. وقتی چراغی بیروغن شود، دیگر نوری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، جان انسان به خاطر تغییر لباس، تازه و سرزنده میشود. آیا نمیخواهی در وقت و زمان خود صرف بوی خوش پیراهن کنی؟
هوش مصنوعی: ناله و آهی که از دل به میان میآید، از شدت درد و رنج است. به شدت نگرانم که این آتش و شور و شوق که در درونم شعلهور است، بیهیچ راه نفسی و تجلی، خاموش و بیپرواز بماند.
هوش مصنوعی: رنگ سایهی خزان نمیتواند مانع از پیشروی و شجاعت دشمن گردد.
هوش مصنوعی: چشم مجنون به چشمان لیلی صحبت می بخشد و عشق باعث می شود که حتی اگر کسی در کار خود ماهر باشد، زمانی که عشق او را تحت تأثیر قرار می دهد، استعدادش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر بینش و درک درستی وجود نداشته باشد، حتی اگر نور خورشید و ماه هم در دسترس باشد، نمیتوان از آن بهرهبرداری کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
هر کجا در گیرد آتش سوزاو روشن شود
یارمیباید که باشد، خانه گو ویرانه باش
زانکه گر گلخن بود از روی او گلشن شود
عشقبازان را بدل باری که خوانندش بلا
[...]
ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
عشق مغناطیس گردد دل اگر آهن شود
سینه پرحسرتی دارم که از اندوه او
تا به نزدیک لب آرم خنده را، شیون شود
بیش شد سرگشتگی چندان که پایم پیش شد
[...]
دست خشک بخت من هر جا که تخم افکن شود
وقت حاصل چون شود خاکسترش خرمن شود
در چراغم منت روغن ندارد روزگار
خانه را آتش زنم تا کلبه ام روشن شود
باجرس گوئی درین ماتم سرا هم طالعم
[...]
خاک نتواند حجاب دیده روشن شود
دیده روشن چراغی نیست بی روغن شود
می کشد سررشته خواری به عزت عاقبت
رد گلشن هر چه شد پیرایه گلخن شود
هر نسیمی می تواند خضر راه او شدن
[...]
گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
در چراغ لاله آب چشم من روغن شود
سرو جان یابد به باغ، ار سایه اندازی بر او
ور قدم بر دیده نرگس نهی روشن شود
سر ز بزمش تافتم چندان که خود را سوختم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.