گنجور

 
صائب

اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند

گوشه دامان به دامان توکل بسته اند

در گلستانی که غیرت باغبانی می کند

روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند

از غبار لشکر خط خال رو گردان شود

خوش دلی این غافلان بر زلف و کاکل بسته اند

فیض یکرنگی تماشاکن که گلچینان باغ

بارها از بال بلبل دسته گل بسته اند

بر سفر کردن درین زودی دلیل روشن است

این که از شبنم جرس بر محمل گل بسته اند

بر نیامد شور صائب از شکرزار سخن

تا زبان طوطی خوش حرف آمل بسته اند

 
 
نسکبان اندروید
صائب

خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند

دست رستم را به تدبیر تنزل بسته اند

از ثبات پای خود لنگر به دست آورده اند

بادبان بر کشتی خود از توکل بسته اند

در چه ساعت در چمن رنگ محبت ریختند؟

[...]

نورس دماوندی

این سیه بختان که دل در زلف و کاکل بسته اند

بار سرو آورده و بر شاخ سنبل بسته اند

ازشهیدان چمن تل ها است پیدا هر طرف

فکر بی درد این که یاران دسته ی گل بسته اند

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نورس دماوندی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه