چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد
در کنار خاک عمر ما به خون خوردن گذشت
مادر بیمهر خون را شیر نتوانست کرد
راز ما از پرده دل عاقبت بیرون فتاد
غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد
گرچه خط داد سخن در مصحف روی تو داد
نقطه خال ترا تفسیر نتوانست کرد
محو شد هر کس که دید آن چشم خواب آلود را
هیچ کس این خواب را تعبیر نتوانست کرد
بی سرانجامی و موزونی هم آغوش همند
سرو رخت خویش را تغییر نتوانست کرد
در نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگر
با کمان یک دم مدارا تیر نتوانست کرد
نعمت عالم حریف اشتهای حرص نیست
چشم موری را سلیمان سیر نتوانست کرد
حلقه در از درون خانه باشد بیخبر
مطلب دل را زبان تقریر نتوانست کرد
آن شکار لاغرم کز ناتوانی خون من
رنگ آب تیغ را تغییر نتوانست کرد
با بلای آسمانی پنجه کردن مشکل است
برق را منع از نیستان شیر نتوانست کرد
از ته دل هیچ کس صائب درین بستانسرا
خنده ای چون غنچه تصویر نتوانست کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف ناتوانی دل و عقل در رسیدن به حقیقت و ترمیم ویرانیهای درون و زندگی میپردازد. او به بیمعنایی و بینتیجهگی تلاشها اشاره میکند و میگوید رازهای درون، هرچند که آشکار شوند، به سادگی قابل تفسیر نیستند. شاعر همچنین به ناتوانی در برقراری ارتباط و انتقال احساسات اشاره میکند و بیان میکند که هیچ کس نتوانسته است خواب و احساسات عمیق او را تعبیر کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که در دنیای پر از حرص و بلایای آسمانی، دست یافتن به آرامش و فهم درست از زندگی کار دشواری است.
هوش مصنوعی: عقل با همه تدبیر و خردش نتوانست درمانی برای دل بیقرار پیدا کند و خضر، که نماد هدایت و آگاهی است، نتوانست این خرابی را بازسازی کند.
هوش مصنوعی: در کنار خاکی که نماد عمر ماست، ما در سختی و رنج به سر بردیم. مادری که در حق ما بیمحبت بود، نتوانست حتی خون را به شیر تبدیل کند.
هوش مصنوعی: راز دل ما در نهایت فاش شد و غنچه نتوانست بوی خودش را پنهان کند.
هوش مصنوعی: اگرچه کلام و سخن در کتابی که روی تو نوشته شده، به خوبی بیان شده، اما نتوانسته است که نقطه سیاه تو را تفسیر کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که آن چشم خواب آلود را دید، به قدری غمگین و شگفتزده شد که دیگر وجودش محو و ناپدید گردید. هیچ کس نتوانست این خواب را تعبیر کند.
هوش مصنوعی: تویی که در بینظمی و بیپایانی به سر میکنید، هر دو در آغوش یکدیگر هستید. نمیتوانید زیبایی و جلوه خود را تغییر دهید.
هوش مصنوعی: صحبت کردن پیر و جوان با یکدیگر همیشه آسان نیست و نمیتوانند به راحتی در مورد یکدیگر توافق کنند. مانند تیر کمان که فقط با مدارا و صبر میتواند به هدف برسد، نه با فشار و اجبار.
هوش مصنوعی: نعمتهای دنیا هرگز نمیتوانند عطش و اشتیاق حرص را بهطور کامل سیراب کنند، حتی سلیمان نیز نتوانست چشم یک مورچۀ حریص را راضی کند.
هوش مصنوعی: اگر در خانه حلقه در باشد، ولی کسی از داخل خبر نداشته باشد، نمیتواند احساسات و اسرار دلش را به زبان بیاورد.
هوش مصنوعی: شکار لاغری که دارم از ضعف و ناتوانیام، نتوانسته است رنگ آب تیغ را عوض کند.
هوش مصنوعی: مقابله با مشکلات بزرگ و ناگهانی که از آسمان به سر میآید، کار آسانی نیست. مانند این است که نتوان شیر را از نیستان دور کرد، حتی اگر تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: هیچکس در این باغ نمیتواند از صمیم قلب، خندهای مانند خنده غنچهای به تصویر بکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
خامشی هم نکتهای تقریر نتوانست کرد
من که بر بال ملک دام نظر میافکنم
همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد
عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.