صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
جام شیری که برد دل ز شکر مهتاب است
شمع بالین من خسته تب گرم من است
شربت سرد من تشنه جگر مهتاب است
شمع روشن گهران روشنی از هم گیرد
رونق افروز می پاک گهر مهتاب است
این چه رمزست که در خانه دربسته دل
از فروغ رخ او تا به سحر مهتاب است
هر دلی مظهر انوار تجلی نشود
پیش مهر آن که کند سینه سپر مهتاب است
در دل ماست نهان یار و جهان روشن ازوست
ماه جای دگر و جای دگر مهتاب است
چشمه مست من رنگ نمی گرداند
در سرای من اگر سیل، گر مهتاب است
دل صائب نخورد آب ز هر ماه جبین
زنگ آیینه ارباب نظر مهتاب است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای مهتاب و تأثیرات آن بر روح و دل میپردازد. او مهتاب را به عنوان مظهر نور و عشق توصیف میکند که جانی تازه به روح میبخشد و دل را مشغول خویش میسازد. همچنین، او از تنهایی و تشنگی دل میگوید که وجود مهتاب را به عنوان راهی برای تسکین و روشنی در نظر میآورد. احساسات درونی و رازآلود شاعر از ارتباط عمیقش با این زیبایی طبیعی حکایت دارد و نشان میدهد که مهتاب نماد عشق و روشنی در زندگی اوست. در نهایت، شاعر بیان میکند که این تجربههای روحانی و عاطفی در دل او نهفتهاند و تأثیرات عمیقی بر زندگیاش دارند.
هوش مصنوعی: شفاف کردن روح و زیبایی دل، مانند نوری است که از ماه میتابد. جام شیرینی که دل را شاد میکند، شبیه شکر نوری است که از ماه به ما میرسد.
هوش مصنوعی: شمع کنار من به خاطر تب و دلم نگران است و نوشیدنی سردم به خاطر تشنگی و حالتی که دارم، به شدت به زیبایی نور ماه وابسته است.
هوش مصنوعی: شمعی که با نورش دلها را روشن میکند، نوری از جواهرات دریافت میکند. زیبایی و درخشش آن مانند نور خالص و شفافی است که از ماه میتابد.
هوش مصنوعی: این چه رازی است که در دل بستهام وجود دارد، که از نور چهره او تا روشنایی سحرگاه، مانند مهتاب میدرخشد؟
هوش مصنوعی: هر دلی نمیتواند به وضوح زیباییهای الهی را نشان دهد، مگر آنکه به کسی که در برابر نور عشق میدرخشد، مانند سپری در مقابل نور ماه، ایمان داشته باشد.
هوش مصنوعی: یار ما در دل ما پنهان است و روشنایی جهان از او میجوشد. ماه در جای دیگری است و نور ماهتاب در مکانهای دیگر میتابد.
هوش مصنوعی: چشمه سرمستی من هیچ تغییر رنگی در خانهام نمیدهد، حتی اگر سیل بیاید یا ماه در آسمان باشد.
هوش مصنوعی: دل صائب نمیتواند از هر چهره یا ماهی نوشیدنی بنوشد؛ زیرا زیبایی و جذابیت واقعی در نگاه و نور مهتاب نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
دور افکن کله ای شمع ز سر، مهتاب است
مژه چون خامه ی نقاش طلاکار امشب
هر طرف جلوه کند، تا به کمر مهتاب است
عالم از نور تجلی ست چراغان امشب
[...]
مه روی تو که آرایش هر مهتاب است
شب آیینه از آن تا به سحر مهتاب است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.