دل به خون در انتظار وعده جانان نشست
بر سر آتش به تمکین این چنین نتوان نشست
در صدف گوهر ز چشم شور باشد در امان
حسن یوسف بیش شد تا در چَه و زندان نشست
بیم سیلاب خطر فرش است در معموره ها
فارغ البال است هر جغدی که در ویران نشست
از کواکب تا پر از سنگ است دامان فلک
با حضور دل درین وحشت سرا نتوان نشست
گشت تیر روی ترکش در نظرها آه من
در دل تنگم ز بس پهلوی هم پیکان نشست
چشمه خورشید در گرد خجالت غوطه زد
تا غبار خط مشکین بر رخ جانان نشست
داشتم وقت خوشی از بی قراری های عشق
کشتیام بی بال و پر گردید تا طوفان نشست
در سیاهی چون نگین زد غوطه اسکندر، ولی
خضر را نقش مراد از چشمه حیوان نشست
شد عبیر رحمت جاوید صائب در کفن
هر که را گردی ز راه عشق بر دامان نشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و عشق سخن میگوید و به انتظار جانان مینشیند. او در جستجوی زیبایی و حقیقتی عمیق است که به نوعی در زندان عشق به سر میبرد. با اشاره به خطرات عشق و بلایا، احساس تنهایی و بیپناهی را نیز بیان میکند. در نهایت، شاعر به رمز و راز عشق و رحمت اشاره میکند و ابراز میدارد که عشق میتواند به زیباییهای جاویدان و حقیقتی ارزشمند منجر شود.
هوش مصنوعی: دل به شدت دلتنگی و ناامیدی، در انتظار وعده و دیدار محبوب خود نشسته و خود را در آتش جانکاه عشق گرفتار کرده است. اما نمیتوان به راحتی و خونسردی در این وضعیت تحمل کرد.
هوش مصنوعی: در دل ایوان، زیبایی مانند یوسف، تحت تاثیر چشمان حسودان و بدخواهانی نیست که او را به بند بکشند و در زندگیاش مانع ایجاد کنند. او مانند گوهر در صدف، در برابر این آفات در امان است و میتواند درخشش و زیباییاش را حفظ کند.
هوش مصنوعی: خطر سیلاب باعث نگرانی و اضطراب کسانی میشود که در مناطق آباد زندگی میکنند، اما جغدهایی که در مناطق ویران و خراب سکنا دارند، بیخیال و آرام هستند.
هوش مصنوعی: در این جهان پر از خطر و مشکلات، به خاطر سنگینی بار غم و ناامیدی، نمیتوان به راحتی آرامش یافت و در این دنیای هراسآور سکنا گزید.
هوش مصنوعی: تیرها در تیرکمان مانند تصویرهایی در ذهن من هستند، و من از شدت ناراحتی و تنگدلی به خاطر اینکه خیلی از دردهای درونیام همواره در کنار هم هستند، آه میکشم.
هوش مصنوعی: خورشید در حالتی از شرم و خجالت غوطهور شد و پرتوهایش مانند غبار تیرهای بر چهره محبوب نشست.
هوش مصنوعی: درست زمانی که به خاطر عشق در بیقراری بودم و لحظات خوب را تجربه میکردم، ناگهان بیپر و بال شدم و زندگیام مانند طوفانی آشفته شد تا اینکه همه چیز آرام گرفت.
هوش مصنوعی: در تاریکی، مانند نگینی درخشان، اسکندر را غرق کرده است، اما خضر از چشمه حیات به خواستهاش رسیده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که از راه عشق به سجده افتد و در مسیر محبت قرار بگیرد، رحمت جاودانی خداوند بر او نازل میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.