عالم مکار با ارباب عقبی دشمن است
این چه خس پوش با دلهای بینا دشمن است
اهل ابرامند محروم از کرامت های عشق
بی سؤال آن کس که بخشد، با تقاضا دشمن است
وادی هموار رهرو را کند سر در هوا
آن که ما را گل فشاند در ته پا دشمن است
باطن روشن ضمیران تیغ صیقل داده ای است
وای بر سنگی که با آیینه ما دشمن است
چاره بیماری عشق است پرهیز از طبیب
هر که قدر درد داند، با مداوا دشمن است
در سر شوریده هر کس که ذوق کار هست
با شتاب و اهتمام کارفرما دشمن است
دشمن خونخوار را احسان گوارا می کند
عاقبت اندیش با اقبال دنیا دشمن است
نیست جز خواب پریشان، نقش ها آیینه را
هر که از روشندلان شد، با تماشا دشمن است
دست پیش آسمان سازند کم ظرفان دراز
همت دریاکشان با جام و مینا دشمن است
از دو عالم، حرف پیش عاشق یکدل مگو
هر که شد یکرنگ، با گلهای رعنا دشمن است
شیر خود خون می کند طفلی که پستان می گزد
بد گهر از جهل با چرخ مصفا دشمن است
گوش سنگین می کند بیهوده گویان را سبک
زین سبب واعظ به رند باده پیما دشمن است
شیوه عاجزکشی عام است در بدگوهران
با تهی پایان سراسر خار صحرا دشمن است
از نفاق خصم پنهان می کشم صائب ملال
ورنه دارم دوست آن کس را که پیدا دشمن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم دشمنی و عداوت پرداخته و نشان میدهد که بسیاری از افراد و نهادها در حقیقت دشمن منافع و ارزشهای حقیقی هستند. او بر این نکته تأکید میکند که عشق و محبت با چالشهایی از جمله افراد مکار و منافق مواجه است و در این راه، دروغ و نفاق مشهود است. در این مصراعها، او به تضادهای انسانی و اخلاقی میپردازد، از جمله دشمنی که با صداقت و محبت مخالفت میکند و اهمیت شناخت درست در میان نااهلان را یادآور میشود. همچنین، شاعر به چارهجویی در مسئله عشق اشاره میکند و میگوید که درک درد عشق ممکن است فرد را در مسیر تقابل با پزشک و درمان قرار دهد. این غزل در نهایت به عمق درد و کدورتهای انسانی و نیاز به آگاهی در روابط اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این دنیا و مکاران آن، با روحانیون و اهل ایمان که به فکر آخرت هستند، در تضاد و دشمنیاند. پس آن کسی که در پی آرزوهای دنیوی و ظاهری است، در واقع با دلهای آگاه و بصیرتدار، به نوعی دشمنی میکند.
هوش مصنوعی: افرادی که برای عشق و محبت خود تابع شروط و خواستههای خاصی هستند، از فضائل و برکات عشق واقعی محروم میشوند. در مقابل، کسی که به دیگران میبخشد و محبت میکند، با درخواست و تقاضا رابطهای ندارد و به نوعی دشمن این نوع درخواستهاست.
هوش مصنوعی: در دشت صاف و هموار، مسافری که در حرکت است، ممکن است به خیال و توهم برود. کسی که برای ما جواهر و زیبایی به ارمغان میآورد، در واقع در زیر پای ما، دشمنی پنهان دارد.
هوش مصنوعی: وجود درونی افراد روشنضمیر همچون تیزی و درخشش چاقویی است که با دقت و مهارت صیقل خورده است. افسوس بر کسی که مانند سنگی، با آینه ما به دشمنی میپردازد.
هوش مصنوعی: برای درمان درد عشق، باید از پزشک دوری کرد. زیرا کسی که به عمق درد آگاه است، با درمانش مخالف است.
هوش مصنوعی: هر فردی که اشتیاق و ذوق برای کار دارد، به شدت و با انگیزه دنبال کارهایش میرود و در این راه ممکن است با موانع و مشکلاتی مواجه شود که به نوعی با خواستههای کارفرما در تضاد است.
هوش مصنوعی: انسان عاقل و دوراندیش میداند که محبت و احسان به دشمنان حتی خونخوار نیز در نهایت برای او مفید خواهد بود، زیرا او از دنیا و مادیات دوری میکند و به خیر و خوبی اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که باقی مانده خواب آشفتهای است. هر کسی که روشنفکر و آگاه شده، با تماشا و مشاهده کردن در تضاد است.
هوش مصنوعی: افراد کمظرفیت و محدود به آسمان دست دراز میکنند، در حالی که کسانی که همت بلندی دارند، به مانند دریا هستند و در برابر جام و مینا (نماد نوشیدنی و لذت) قرار دارند و با این مسائل مشکل دارند.
هوش مصنوعی: با کسی که عاشق و صمیمی است، از مشکلات و موضوعات تلخ زندگی صحبت نکن. زیرا هر کسی که در دلش یکرنگ و خالص باشد، با زیباییها و لطافتهای زندگی دشمنی نمیکند.
هوش مصنوعی: شیر به خاطر نوزادی که به پستانش میگیرد، خون دل میخورد. فرزند بدسرشت از نادانی با آسمان صاف و روشن دشمنی میکند.
هوش مصنوعی: کسی که گوشش سنگین است، توجهی به سخنان بیهوده نمیکند. به همین دلیل، واعظان نسبت به آدمهای رند و میگسار حسادت و دشمنی دارند.
هوش مصنوعی: روش ناتوانی کشتن، در میان مردم پست و بیارزش رایج است. این افراد که خود هیچ چیزی ندارند، مانند خارهای بیفایدهای در بیابان، دشمنی را برای دیگران به ارمغان میآورند.
هوش مصنوعی: من در پنهان از نفاق و دورویی دشمنان رنج میبرم، اما واقعیت این است که دوست دارم کسی را که به وضوح دشمن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن دهد در گریه پند ما که با ما دشمن است
هرکه می گیرد شناور را به دریا دشمن است
هر که را دل در درون شادست با بیرون چه کار
شمع را خلوت نگهبان است و صحرا دشمن است
خود مگر از در درآیی ورنه از ما تا به تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.