بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
الفت نو به می و ساغر لبریز کنم
عشقورزی همه گویند به اسلام خطاست
کافرم من اگر از عشق تو پرهیز کنم
گر به صد وادی ایمن گذرم در شب تار
آتش عشق تو را مشعلهانگیز کنم
گر به زندان بلا رشته جانم گسلد
دست در حلقه آن زلف دلآویز کنم
گر از آن لعل لبم بوسه اجازت بخشی
شربت روح ز شهد شکرآمیز کنم
آسمان گر کندم قصد نه جای حذر است
حذر آن به که از آن غمزه خونریز کنم
واعظ از توبه تنها من دیوانه چه سود
گو کند توبه حریفان همه من نیز کنم
کاسه و کوزه تهی آخر وقت صبوح
فکر هشیاری مستان سحرخیز کنم
ساقیا خیل غم از جان به لب آرد چه غمم
همه را چاره به یک ساغر لبریز کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شیدایی میپردازد و از موانع و تنگناهای اجتماعی و دینی حذر میکند. او با بیان اینکه عشق ورزی به نوعی با اسلام clash دارد، از ابراز عشق و شوق خود به معشوق شرمنده نیست و تائب نخواهد شد. شاعر در تصویرسازیهای شاعرانه، عشق را مشعلهای میداند که در دل او میسوزد و حاضر است حتی در زنجیر بلا و غم، خود را به معشوق بسپارد. او از معشوق درخواست میکند تا با اجازهای، او را به بوسیدن لبهایش سیراب کند و بر این باور است که در بیداری میتواند غمها را فراموش کند. در نهایت، او از ساقی میخواهد تا با ساغری از عشق، درد و غم را از او دور کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.