ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به هشدار دربارهٔ عواقب سوء رفتار و خیانت میپردازد. شاعر به گرگ اشاره میکند و به او یادآوری میکند که روزی به دلیل کردارهای ناپسندش به دست یوزی مبتلا خواهد شد. این هشدار نشاندهندهٔ قانون کیفر در طبیعت و لزوم توجه به پیامدهای اعمال است. در واقع، این شعر به نقد ظلم و زورگویی و تأکید بر عدالت میپردازد.
هوش مصنوعی: ای گرگ، به تو نگفتم که روزی به دست یوزی دچار زحمت و سختی خواهی شد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میرُست به باغ دلفروزی
میکرد به غمزه خلق سوزی
ای وصل تو اصل دلفروزی
روی تو نشان نیک روزی
وصل تو وفا نکرد لیکن
هجران تو کرد کینه توزی
دل جامه صبر می کند چاک
[...]
میرفت و هزار دیده با او
همچون شکری لبی و پوزی
باز آمد و عارضش دمیده
مانند شبی به روی روزی
چندان که نشاط کرد و بازی
[...]
دولت آن شد که دل فروزی
وز ترک امل کلاه دوزی
دیدار منت چو نیست روزی
در آتش شوق چند سوزی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.