شنیدم که بیوهزنی دردمند
همی گفت و رخ بر زمین مینهاد
هر آن کدخدا را که بر بیوهزن
ترحم نباشد زنش بیوه باد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ماجرای بیوه زنی دردمند میپردازد که از مشکلات خود و بیرحمی مردان میگوید. او با ناله و افسوس بیان میکند که اگر کدخداها بر او ترحم نکنند، آرزو دارد که همسرانشان نیز بیوه شوند. این شعر به بیان ناگفتههای جامعه و احساسات فردی میپردازد و حالتی از ناامیدی و درخواست شفقت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زنی بیوه و غمزده را شنیدم که در حال گفتن دردهایش بود و به زمین میافتاد.
هوش مصنوعی: اگر کدخدایی به بیوهزن رحم نکند، همسرش خود به خود بیوه خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بِدینسان نَهادَش خداوندِ داد
بُوَد تا بُوَد هَم بِدین یِک نَهاد
مرو را پدر نام گل شه نهاد
که خورشید رخ بود و حورا نژاد
پناه روانست دین و نهاد
کلید بهشت و ترازوی داد
بدین سان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
به جایی که دشمن بود، خواب یاد
مکن ور کنی سر دهی خود بهباد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.