آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
بیخانمان که هیچ ندارد به جز خدای
او را گدا مگوی که سلطان گدای اوست
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندان که میرود همه ملک خدای اوست
آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی
بیگانه شد به هر که رسد آشنای اوست
کوتاه دیدگان همه راحت طلب کنند
عارف بلا که راحت او در بلای اوست
عاشق که بر مشاهدهٔ دوست دست یافت
در هر چه بعد از آن نگرد اژدهای اوست
بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست
این پنج روزه عمر که مرگ از قفای اوست
هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
از دست دوست هر چه ستانی شکر بود
سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین ارزشهای روحانی و معنوی میپردازد و میگوید که انسانهای حقیقی و درویشان در هر کجاکه باشند، خانهٔ آنها در دل خداست. او تأکید میکند که بیخانمان واقعی تنها خدا را دارد و نباید او را به حساب گدا بودن گرفت، زیرا او سلطان عالم است. همچنین، عارفان و عاشقان باید با صبر و بلای عشق زندگی کنند و درک کنند که راحتی در این دنیا زودگذر است. عشق به خدا و دوست، به ارزشی بینهایت منجر میشود و در نهایت، سعدی یادآور میشود که در این زندگی فانی، رضایت از رضای خدا باید هدف اصلی باشد.
هوش مصنوعی: کسی که در دنیای مادی جایی ندارد، در واقع در تمام شهرها و مکانها میتواند احساس تعلق کند. درویش در هر جایی که شب فرارسد، خانه و جای او خواهد بود.
هوش مصنوعی: یک فرد بیخانمان که هیچ چیز ندارد به جز خدای خود، نباید او را گدا نامید، زیرا در واقع، خداوند او، بزرگترین حاکم و سرپرست اوست.
هوش مصنوعی: مرد خدا در هیچ کجای زمین بیگانه نیست؛ چرا که هر جا که میرود، تمام آنجا متعلق به خداست.
هوش مصنوعی: هر که از ثروت، قدرت و مقام خود دور شود، در واقع به هر کسی که برسد، او برایش آشنا و نزدیک خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسانی که به راحتی فکر میکنند، فقط به دنبال آسایش هستند، اما عارفان واقعی میدانند که آرامش حقیقی در مواجهه با سختیها و مشکلات نهفته است.
هوش مصنوعی: عاشق وقتی که به دیدار محبوبش میرسد، دیگر در هیچچیز جز عشق او تمایل نشان نمیدهد و هر چیزی که بعد از آن باشد برایش بیارزش و خطرناک است.
هوش مصنوعی: هر چه که داری، رها کن و عبور کن، زیرا این زندگی پنج روزه ارزش چندانی ندارد و مرگ همیشه در پشت سر ماست.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق کشته شود، نگران نباش؛ زیرا برای او در جهان جاودانگی، بهایی برابر با خون او وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دوست بگیری، نعمت است. سعدی میگوید که رضایت خود را نخواهید، چون رضایت دوست مهمتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۸
هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
دلخستهئی که کشته شمشیر عشق شد
زخمش بجان رسید و ز مرهم خبرنداشت
خاقانیا چو آب رخت رفت در سال
مستان نوال کس که وبال آشنای اوست
بر خستگی دل مطلب مرهم قبول
نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست
آن را که بشکنند نوازش کنند باز
[...]
کردارهای خصم تو اندر قفای اوست
تا در کنار او نهد آنچ آن سزای اوست
چون مرد در فتاد ز جای و مقام خویش
دیگر چه غم خورد همه آفاق جای اوست
شب هر توانگری به سرایی همیروند
درویش هر کجا که شب آمد سرای اوست
جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوست
جان و جهان و هر چه دگر از برای اوست
آبِ حیات در قدحِ جان فزایِ او
انفاسِ روح در دمِ معجز نمایِ اوست
هرگز دگر خلاص و نجاتش کجا بود
[...]
آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست
و آن یار سر کشید که تن خاک پای اوست
گر زانکه عاشقی به مثل خاک دوست شد
ما خاک آن سگیم که پیش سرای اوست
سازی ندیدهایم و نوایی ازو، مگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.