خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی
گر به داغت میکُند، فرمان ببر
ور به دردت میکُشد، درمان مجوی
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند، خون آید به جوی
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی
هر که سودانامهٔ سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و حال و هوای عاشقی میگوید و تمایلش به فرو افتادن در عشق را ابراز میکند. او خواهان بارش طوفان بر سر عاشقان است و به داغ و درد عشق اشاره میکند. چشم رنجوران عشق مانند ناودانی است که در صورت ریزش اشک، خون به راه میافتد. شاعر به شادی مجالس اشاره کرده و از مستی ناشی از بوی عشق سخن میگوید. در پایان، او احساس عشق و جذبه را به دیگران توصیه میکند و از کسانی که هنوز طعم عشق را نچشیدهاند دعوت میکند تا به شیراز بیایند و بوی عشق را استشمام کنند.
هوش مصنوعی: میخواهم آنقدر تسلیم او شوم که مانند گوی به پاهایش بیفتم، و اگر او هم مرا براند، هیچچیزی در موردش نگویم.
هوش مصنوعی: بگو بر سر عاشقان به شدت طوفان ببارد و برای مسافران عشق، نشانههایی از دوری و عشق بفرستد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر عشق و دلتنگی تو رنج میبرد، به آن رنج فرمان ببَر؛ و اگر به خاطر غمت درد میکشد، نخواهی یافت که درمانی برای آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر چشمان عاشقانی که زجر و رنج میکشند اشک بریزند، خون از چشمهها سرازیر خواهد شد.
هوش مصنوعی: بنشین و شاد باش ای جمع روحانیان، تا زمانی که من از بوی این می خمار شوم و مست گردم.
هوش مصنوعی: هرکسی که نوشتههای سعدی را مطالعه کرده باشد، باید کتاب پرهیزگاری را کنار بگذارد یا فراموش کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که تا به حال بوی عشق را نشنیده، به شیراز بیا و عطر خاک من را استشمام کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دستگاه او نداند کز چه روی؟
تنبل و کنبوره در دستان اوی
ای لب گلگونت جام خسروی
پیشهٔ شبرنگ زلفت شبروی
پهلوی خورشید مشکآلود کرد
خط تو یعنی که هستم پهلوی
مردم چشمت بدان خردی که هست
[...]
فتنه و آشوب و خونریزی مجوی
بیش ازین از شمس تبریزی مگوی
ورنه بودی در مشام از عشق بوی
مشک کی بشناختی از خاک کوی
پس بشوی از هر دو عالم دست و روی
تا شوی شایسته این گفتگوی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.