سال عمر عزیز آن نو گشت
که بزرگیش نیست نو به جهان
خواجه بونصر داده ایزد
صاحب جیش و صاحب دیوان
در بزرگی و عز و جاه و شرف
یارب او را به عمر نوح رسان
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
سال عمر عزیز آن نو گشت
که بزرگیش نیست نو به جهان
خواجه بونصر داده ایزد
صاحب جیش و صاحب دیوان
در بزرگی و عز و جاه و شرف
یارب او را به عمر نوح رسان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به ستایش شخصی بزرگ و محترم میپردازد که به عمر خود افتخار میکند. او از خداوند میخواهد که عمر این فرد را به طول عمر نوح، پیامبر بزرگ، برساند و او را در بزرگی و مقامش یاری دهد. این اشعار نشاندهنده ارادت و احترام عمیق به بزرگان و مقامداران است.
هوش مصنوعی: سال عمر گرانبها به پایان میرسد و در این دنیا چیز جدیدی برای بزرگتر شدن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خواجه بونصر در مورد کسی صحبت میکند که هم قدرت و ثروت دارد و هم مسؤولیتهایی که به عهدهاش گذاشته شده است. او به نوعی بیانگر وجود مقام و مال است که با هم جلوه میکند.
هوش مصنوعی: خداوندا، او را در مقام و شرف و احترام به اندازهای بزرگ کن که مانند عمر نوح زندگی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد کن زیرت اندرون تن شوی
تو برو خوار خوابنیده، ستان
جعد مویانت جعد کنده همی
ببریده برون تو پستان
پیر فرتوت گشته بودم سخت
[...]
آمد ای شاه دوش ناگاهان
فیلسوفی به نزد من مهمان
پاک چون رای تو زدوده سخن
تیز چون تیغ تو گشاده زبان
گفت با من ز هر دری و شنید
[...]
جاودان شاد باد شاه جهان
دولت او قوی و بخت جوان
تندرستیش باد و روزبهی
کامکاری و قدرت و امکان
همچو دلها بدو فروخته باد
[...]
امهات و نبات با حیوان
بیخ و شاخند و بارشان انسان
بار مانند تخم خویش بود
سر بیابی چو یافتی پایان
چون سخنگوی بود آخر کار
[...]
ای ببالا بلای آزادان
آرزوی دلی و رنج روان
تنم از عشق تو نوان و نزار
دلم از رنج تو نژند و نوان
آرزوی جوان و پیری تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.