چون فراز آید بدو آغاز مرگ
دیدنش بیگار گرداند مجرگ
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون فراز آید بدو آغاز مرگ
دیدنش بیگار گرداند مجرگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به موضوع استقبال از مرگ و هراس از آن میپردازد. شاعر در وصف لحظهای که مرگ فرامیرسد، احساس ترس و ناامیدی را به تصویر میکشد. این مرگ ناگهانی و غیرمنتظره، انسان را در حالتی از بیتابی و پریشانی قرار میدهد. به طور کلی، شعر فضای تیره و سنگینی را به تصویر میکشد که ناشی از رویارویی با سرنوشت حتمی مرگ است.
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ به انسان نزدیک میشود، دیدن آن وضعیت باعث میشود که او در اندوه و ناامیدی غرق شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیگری گفتش که میترسم ز مرگ
وادی دورست و من بیزاد و برگ
دست میزد چون رهید از دست مرگ
سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
مشتغل کی بود بی اسباب و برگ
تا به تب راضی شود گیرد به مرگ
جمله فرزندانش از خرد و بزرگ
یافت همنام ددان چون شیر و گرگ
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ
گرد گله توتیای چشم گرگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.