باز دوشم ز راه مهمانی
به خرابی کشید و ویرانی
داشت در پیش رویم آینهای
تا بدیدم درو به آسانی
که جزو نیست هر چه میدانم
که ازو خاست هر چه میدانی
دو قدم راه بیش ، نیست ولی
تو در اول قدم همی مانی
هر چه هستیست در تو موجودست
خویشتن را مگر نمیدانی؟
ای که روز و شبت همی خوانم
گر چه هرگز مرا نمیخوانی
زان شراب بقا بده جامی
تا تن اوحدی شود فانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای درونی خود میپردازد و از تجربههای عمیق معنوی و وجدانی سخن میگوید. او از دیداری درونی با خود سخن میگوید که در آن متوجه میشود دانایی و وجودش به هم پیوسته است و همه چیز در درون او نهفته است. شاعر به مخاطب خود که به نظر میرسد همان معشوق یا معبودش است، ابراز عشق میکند و از او میخواهد که او را با شراب بقا پر کند تا از محدودیتهای مادی رهایی یابد. در اینجا اشارهای به دشواریها و تنگنای وجودی نیز وجود دارد که شاعر را به تفکر واداشته است.
هوش مصنوعی: دیشب دوباره از میهمانی به سوی تباهی و ویرانی کشیده شدم.
هوش مصنوعی: در مقابل من آینهای بود که به راحتی خودم را در آن دیدم.
هوش مصنوعی: هر آنچه میدانم، از سرچشمهای ناشناخته ناشی میشود و تو نیز هر آنچه را که میدانی، در واقع از همان منبع نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: دو قدم فاصله بیشتر نیست، اما تو حتی در قدم اول نیز درجا میزنی.
هوش مصنوعی: هر آنچه که هست، در وجود تو نهفته است، آیا نمیدانی که خودت چه هستی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که من در طول روز و شب نامت را میبرم و دعا میکنم، حتی اگر تو هیچگاه صدای مرا نشنوی و به من پاسخی ندهی.
هوش مصنوعی: از آن شراب جاودانی یک جام بده تا وجود اوحدی از این دنیا فانی شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آئین و رسم یونانی
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی
زود در هر چه خواستیم از تو
[...]
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
گه برین بی هنر هنر ورزی
گه بر آن بی گهر درافشانی
با چنین مهتران بی معنی
[...]
ای پناه همه مسلمانی
رافع بن علی شیبانی
تاج دینی و از مکارم تو
همه اصحاب دین بآسانی
در معالی بلند مرتبتی
[...]
من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی
نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی
نه غلامان رومی و خزری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.