ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان
بویی ز کوی صدق به اهل صفا رسان
بیگانه را خبر مده از حال این سخن
زان آشنا بیار و بدین آشنا رسان
جای حدیث او دل آشفتهٔ منست
بشنو حدیثش و چو شنیدی به جا رسان
پوشیده نیست تندی و گفتار تلخ او
رو هرچه بشنوی تو مپوشان و وارسان
یا روی او ز دور درآور به چشم من
یا روی من به خاک در آن سرا رسان
زآن آفتاب رخ صفت پرتوی مگوی
یا چند ذره را ز زمین بر هوا رسان
ما را به آستانهٔ آن بت چو بار نیست
خدمت گریم، بر در اومان دعا رسان
آه و فغان اوحدی امشب، تو ای رسول
از جبرئیل بگذر و پیش خدا رسان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از پیک نامه میخواهد که خبری از محبوبش به او برساند و بویی از حقیقت و صدق را به اهل صفا منتقل کند. او از پیک میخواست که در مورد حال محبوب چیزی به بیگانگان نگوید، بلکه آشنایان را با خبر کند. دل شاعر پر از آشفتگی است و از پیک میخواهد که هر چه از محبوب میشنود، به او برساند. شاعر همچنین آرزو میکند که چهره محبوبش را از دور ببیند یا خود را به او برساند. او در نهایت فریاد میزند که حتی برادرش جبرئیل نیز باید از این درد و اشتیاق او با خدا بگوید.
هوش مصنوعی: ای پیامآور، خبر او را به ما برسان و بوی خوبی از کوی راستگویی را به افراد پاکدل برسان.
هوش مصنوعی: به بیگانه از وضعیت خود چیزی نگو و این موضوع را با فردی که به او نزدیک هستی در میان بگذار.
هوش مصنوعی: دل آشفتهام دربارهی او صحبت میکند، پس به صحبتهای او گوش کن و وقتی که آن را شنیدی، به درستی منتقل کن.
هوش مصنوعی: سخنان تند و تلخ او پنهان نیست، هرچه هم که بشنوی، نباید آن را ناامید کننده و نادیده بگیری.
هوش مصنوعی: یا چهرهات را از دور به چشمم بیاور، یا اینکه چهرهام را به خاک آنجا برسان.
هوش مصنوعی: از آن خورشید که چهرهای زیبا دارد، نیازی نیست دربارهٔ جرقههایش صحبت کنی؛ چرا که این جرقهها تنها چند ذره هستند که از زمین به آسمان منتقل میشوند.
هوش مصنوعی: ما به درگاه آن معشوقی که برایش ارزش قائل هستیم نمیتوانیم خدمت کنیم، اما امیدواریم که دعای ما به او برسد.
هوش مصنوعی: امشب صدای ضج و ناله اوحدی بلند است، ای رسول، از جبرئیل عبور کن و این نالهها را به خدا برسان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
در چشم من ز خاک درش توتیا رسان
گر هیچ از آن طرف گذری افتدت ز من
خدمت بر و سلام بگوی و دعا رسان
یک تار بهر پرسش من زان قبا بکش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.