به خرابات برید از در این خانه مرا
که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا
دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست
که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا؟
می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع
پیش آن شمع و بسوزید چو پروانه مرا
همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او
یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا
بر میان از سر زلفش کمری میبستم
گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا
هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان
گو: مپندار به جز خال لبش دانه مرا
سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد
تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شوقی سرشار سخن میگوید و از تصمیمش برای رفتن به خرابات و دوری از آنچه که باعث رنجش اوست، مینویسد. او دل دیوانهاش را به زنجیر نمیسازد و میخواهد که با دوستان به میخانه برود و میخواهد تنش در کنار عشقش بسوزد، مانند شمعی در برابر آتش. معشوق او چون گنجی قیمتی است که یادش در دل ویران او جا دارد و شاعر از زیبایی و جذابیت او صحبت میکند. در نهایت، اوحدی به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد و خود را در دام عشق معشوقش میبیند.
هوش مصنوعی: به میکده بروید و از در این خانه من بیرون شوید، چون دیگر یاد نوشیدن شراب و جام مرا به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: عجب است که دل دیوانه را به زنجیر بکشند، در حالی که خود دیوانه به سختی میتواند دلش را کنترل کند.
هوش مصنوعی: میخواهم میآورید و مرا در کنار شمع بنشانید، مثل شمعی که در کنار شمع دیگر میسوزد، و من همچون یک ویرانه بسوزم.
هوش مصنوعی: چهره او همچون گنجی است در این دنیای نابسامان، که یاد آن گنج، دل مرا به ویرانههای زندگی میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر به او دسترسی داشتم، از موی سرش کمربندی میبستم و آن را دور خودم میپیچیدم، دقیقاً مانند این که دستانم به شانهام برسد.
هوش مصنوعی: هرکسی که میخواهد به دام من بیفتد، باید به آرامی و با احتیاط قدم بردارد. تصور نکن که به جز نشانهای که بر لبش دارم، چیزی دیگری وجود دارد که میتواند مرا به دام بیندازد.
هوش مصنوعی: سرم پر از شوق و دلم غرق عشق شد، تا جایی که اوحدی نیز به خانهام علاقهمند شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میکُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
میکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
هوس در بناگوش تو دارد دل من
[...]
می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
می کند زلف چو زنجیر تو دیوانه مرا
شسته بودم ز می و جام و قدح دست ولی
می برد باز لبت بر سر پیمانه مرا
به هوای لب میگون تو گر خاک شوم
[...]
آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا
نظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا
کرده تا سلسلهی زلف تو دیوانه مرا
جلوه در شیشهی دل داده پری خانه مرا
نیست در عالم تمثال ز آئینه اثر
کرده از خویش تماشای تو بیگانه مرا
از خیال خم ابروی تو چون شیفتگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.