جز لبم شرح میان او نکرد
جز دلم وصف دهان او نکرد
روی اقبالی ندید آن سر، که زود
جای خود بر آستان او نکرد
راز دل زان فاش میگردد، که دوست
چارهٔ درد نهان او نکرد
هر که قتل ما بدید آگاه شد:
کان به جز تیر و کمان او نکرد
آنکه سر در پای عشق او نباخت
دست وصل اندر میان او نکرد
خاطر آشفتهٔ ما کی کند؟
عشرتی کندر زمان او نکرد
بر که نالد اوحدی زین پس، که دوست
گوش بر آه و فغان او نکرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند و احساسات عمیقش را نسبت به معشوق ابراز میکند. او از عدم توجّه و بیاحساسی معشوق نسبت به درد و رنج خود سخن میگوید و بیان میکند که حتی کسی که شاهد عشق و مرگ اوست، به غیر از تیر و کمان معشوق چیزی ندیده است. شاعر از چالشهای ارتباط با معشوق و بدعهدیاش شکایت میکند و در انتها به دلشکستگی خود اشاره میکند و میپرسد که چه کسی به آلام او خواهد رسید.
هوش مصنوعی: تنها لب من از عشق او سخن گفت و دل من هیچ توصیفی از دهان او نداشت.
هوش مصنوعی: او هیچ وقت نتوانست نشانهای از خوششانسی در زندگیاش ببیند، چرا که خیلی زود در برابر عظمت او تسلیم نشد و جایگاه خود را در پیش او پیدا نکرد.
هوش مصنوعی: راز دل انسان زمانی نمایان میشود که دوستش نتواند برای دردهای پنهان او درمانی بیابد.
هوش مصنوعی: هر کسی که شاهد کشتن ما باشد، متوجه میشود که جز تیر و کمان او کاری نکرده است.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق او سر تسلیم فرود نیاورده، هرگز به وصل او نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند دل آشفته و پریشانی ما را آرام کند؟ او که در زمان خود هیچ خوشی و آرامشی برای ما نداشت.
هوش مصنوعی: از این به بعد، چه کسی میتواند از درد و رنج اوحدی بگوید، وقتی که دوستی به ناله و فریاد او توجهی نکرده است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.