ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟
پیدا چو نمیگردی، پنهان ز که پرسیمت؟
از جمله بپرسیدم احوال نهان تو
ای جمله ترا از همپرسان، ز که پرسیمت؟
در جسم نمیگنجی وز جان نروی بیرون
جسمی تو بدین خوبی؟ یا جان؟ زکه پرسیمت؟
ای رنج تن ما را راحت، زکه جوییمت؟
وی درد دل ما را درمان، ز که پرسیمت؟
گفتی: نتوان پرسید احوال من از هر کس
فیالقصه اگر روزی بتوان، ز که پرسیمت
گفتی که: به آسانی پرسم سخنت، نی، نی
دشوار حدیثست این، آسان ز که پرسیمت؟
گویی که: سراندازد پرسیدن سر من
ما را چو بترسانی، ترسان ز که پرسیمت؟
بر اوحدی از دانش بردیم گمان، اکنون
او نیز برون آمد نادان، ز که پرسیمت؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و شناخت هویت خود میپردازد و با پرسشهایی از دیگران تلاش دارد به عمق وجود خود پی ببرد. او از دیگران میخواهد که دربارهاش بپرسند، اما با این حال احساس میکند که پاسخ به این سوالات دشوار و پیچیده است. در ادامه، به تلاشش برای درک رنجها و دردهایش اشاره میکند، در حالی که از غیب و رازهای درونش نیز سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای درک واقعی خود و دیگران نیاز به آگاهی و فهم عمیقتری دارد.
هوش مصنوعی: ای دل تو همیشه همراه جان هستی، پس از کی باید سؤالی دربارهات بپرسم؟ وقتی که تو در دل پنهانی و خود را نشان نمیدهی، از چه کسی باید پرسید که تو کجایی؟
هوش مصنوعی: از جمع دوستان وضع پنهان تو را پرسیدم، ای همهچیز، از چه کسی بپرسم که حال تو را بداند؟
هوش مصنوعی: تو در جسم نمیگنجی و از جان هم خارج نمیشوی. آیا تو جسمی با این همه زیبایی هستی یا جان؟ چه چیزی را از تو بپرسم؟
هوش مصنوعی: ای سختیهای جسم ما را آرامش میبخشی، پس چرا به دنبالت برویم؟ و ای دردی که در دل ما را تسکین میدهی، چرا از تو بپرسیم؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که نمیتوان کسی را برای پرسیدن حال من انتخاب کرد. حالا اگر روزی فرصت پرسیدن پیش آمد، از چه کسی باید حال مرا بپرسی؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که میتوانم به راحتی از تو بپرسم، اما نه، این داستان سختی دارد و باید از چه کسی بپرسم؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی میخواهد از من بپرسد که آیا میتوان مرا بترسانی. اما میپرسم، از چه چیزی میتوانم بترسم در حالی که خودت از من میپرسی؟
هوش مصنوعی: ما تصور میکردیم که فقط بر فردی که از دانش بهرهمند است، میتوانیم تکیه کنیم، اما حالا او هم نادان از کار در آمده و ما نمیدانیم باید از چه کسی سوال کنیم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.