عشق روی تو نه در خورد دل خام منست
کاول حسن تو و آخر ایام منست
از تو دارم هوسی در دل شوریده، ولی
راه عشقت نه به پای دل در دام منست
مگرم عقل شکیبی دهد از عشق، ارنه
بس خرابی کند این جرعه، که در جام منست
من حذر میکنم از عشق، ولی فایده نیست
حذر از پیش بلایی، که سرانجام منست
آفت سیل به همسایه رساند روزی
سخت باریدن این ابر که بر بام منست
روزگار از دل محنت کش من کم مکناد!
درد عشق تو، که قوت سحر و شام منست
تا قبای تو بر اندام تو دیدم، ز حسد
خارشد هر سر مویی، که بر اندام منست
نامه سهلست نبشتن به تو، لیکن از کبر
هرگز آن نامه نخوانی، که درو نام منست
گرد عاشق شدن و عشق نگردد دیگر
اوحدی، گر بچشد زهر، که در کام منست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عاشق در این غزل به شدت تحت تأثیر عشق معشوق قرار دارد و احساس میکند که قلبش قادر به تحمل این عشق نیست. او میداند که عشق به معشوق موجب درد و خرابیش میشود، ولی نمیتواند از آن دوری کند. زندگی برای او به سختی میگذرد و هر لحظه از درد عشق میکاهد. همچنین، او به زیباییهای معشوق حسد میورزد و در عین حال به ناتوانی خود در ابراز عشق اشاره میکند. به طور کلی، شاعر در بستر عشق و درد ناشی از آن در حال نبرد است و تمایل دارد تا از این وضعیت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: عشق به تو برای دل ناپختهی من مناسب نیست، چون زیبایی تو در اوج خود است و من در پایان راه قرار دارم.
هوش مصنوعی: در دل من شوقی به تو وجود دارد، اما رسیدن به عشق تو برای دل بیقرارم، دشوار است.
هوش مصنوعی: اگر عقل و صبر به من کمک نکند تا عشق را تحمل کنم، این کاسهای که در دستم است، به تنهایی میتواند ویرانی زیادی به بار آورد.
هوش مصنوعی: هرچند که من از عشق دوری میکنم، اما این دوری فایدهای ندارد، زیرا نمیتوانم از سرنوشتی که برایم مقدر شده، فرار کنم.
هوش مصنوعی: سیل و باران شدیدی که بر بام من میبارد، روزهای سختی را برای همسایه به ارمغان خواهد آورد.
هوش مصنوعی: ای روزگار، از دل پر ز درد و رنج من کم نکن! چرا که عشق تو، زندگی و انرژی روز و شبم است.
هوش مصنوعی: وقتی که لباس زیبای تو را بر تن دیدم، هر مویی که بر تن من بود از حسد خوابش گرفت.
هوش مصنوعی: نوشتن نامه به تو کار راحتی است، اما به خاطر خودخواهیات هرگز آن نامه را نخواهی خواند، چون در آن نام من وجود دارد.
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن و دلبسته شدن حالتی است که بعد از آن دیگر فرد به حالت قبلی برنمیگردد. حتی اگر اوحدی زهر هم بچشد، چون تلخی آن در زندگیاش میماند، تأثیری بر عشقش نخواهد داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باده عشق تو امروز نه در جام منست
کز ازل تا به ابد باده انعام منست
طعم حنظل بدهن با شکرم هر دو یکیست
بسکه تلخ از غم شیرین دهنان کام منست
صبر و آرام و قرارم همه از دل بربود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.