اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۱۰۷
من لوح دل از جمله امانی شستم
جان را زنشاط و کامرانی شستم
تا آتش سودای تو در جان من است
من دست از آب زندگانی شستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از شستوشو و پاکسازی دل خود از آرزوها و خواستههای دنیوی صحبت میکند. او بیان میکند که با شستوشوی دل، آن را از هر گونه ناخالصی پاک کرده تا تنها آتش عشق و آرزوی خداوند در آن باقی بماند. در این مسیر، او به دست کشیدن از زندگی مادی و جستوجوی معنویت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل خود را از همه بارهای سنگین آزاد کردم و جانم را از شادابی و خوشبختی پر کردم.
هوش مصنوعی: هر وقت که عشق و احساس به تو در وجودم شعلهور است، من از زندگی و خوشیهایش فاصله میگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.