بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
سودیم بر آن در، رخ زردی و گذشتیم
یاران بستادند که این جلوه گه کیست
ما سرمه گرفتیم ز گردی و گذشتیم
هر گه که ره ما به یکی راه رو افتاد
دیدیم چو خود، یکی بیهده گردی و گذشتیم
چون باد صبا، روی به هر سو که نهادیم
چیدیم غبار ره مردی و گذشتیم
آن در که پای دل ما داشت به زنجیر
گفتیم به دیوانهٔ فردی و گذشتیم
هر گه که گذار من و عرفی به هم افتاد
دادیم به هم تحفهٔ دردی و گذشتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از گذر زمان و تجربههای خود در زندگی سخن میگوید. او به یادآوری لحظات و مکاشفاتی از عشق و دوستی میپردازد و به آنچه از سر گذرانده اشاره میکند. با اشاره به یاران و وجوهاتی از زندگی خود، شاعر نشان میدهد که چگونه در مواجهه با چالشها و احساسات مختلف، سرسری عبور کرده و به دنبال آرامش است. در نهایت، این سفر و عبور از تجربیات، به نوعی تلاش برای رهایی از درد و غم نیز تعبیر میشود.
هوش مصنوعی: از کوی او با حسرت و دلی سرد و غمگین گذر کردیم، و وقتی که به در او رسیدیم، با چهرهای پژمرده و ناراحت از آنجا گذشتیم.
هوش مصنوعی: دوستان از من پرسیدند که این مکان چه کسی است که در آن حضور دارد. ما از غبار و مشکلات عبور کردیم و به سوی آن شخص رفتیم.
هوش مصنوعی: هر بار که به یکی از مسیرها رسیدیم، متوجه شدیم که مانند خودمان، فردی بیهدف و بیمقصد در حال گذر است و ما از کنارش عبور کردیم.
هوش مصنوعی: مانند نسیم صبحگاهی، به هر طرف که رفتیم، غبار راه مردان را برداشتیم و عبور کردیم.
هوش مصنوعی: در مورد شخصی که قلب ما را به خودش وابسته کرده بود، به کسی که دیوانهوار عاشق فردی است، گفتیم و از کنار آن رد شدیم.
هوش مصنوعی: هر بار که من و عرفی به هم میرسیدیم، به یکدیگر درد و رنجی را هدیه میدادیم و سپس از هم جدا میشدیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.