دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
صد نیش بلا در دل خرسند شکستیم
سودازده گی بین که دل هم نفسان را
صد بار ز نشنیدن یک بند شکستیم
ما را بکن از عشق به زهر مژه ها یاد
کاین توبه به امید شکرخند شکستیم
از بس که شکفتیم ز تلخابه کشیدن
در کام مگس چاشنی قند شکستیم
می کفت به یعقوب محبت که بسی ما
دل های پدر در غم فرزند شکستیم
دردا که از این عهد که دل با صنمی بست
صد داغ نهانی به خداوند شکستیم
تا کام تو عرفی ثمرآلوده نگردد
در باغ طرب نخل برومند شکستیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم عشق سخن میگوید و به توصیف مصیبتهایی میپردازد که به خاطر وابستگی به معشوق متحمل شده است. او به شکستن دلها، داغهای پنهانی و تلخیهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که فرایند عشق و یاد معشوق چقدر دردناک و پر از رنج است. همچنین به یاد یعقوب و غمهای او در از دست دادن فرزندش اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند احساساتی عمیق و واقعی را به تصویر بکشد. در نهایت، شاعر درخواست میکند تا عشقش در زیبایی و لذت باقی بماند و از زیباییهای آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیباییهای محبوبمان دلمان را شکستیم و با وجود تمام مصیبتها و مشکلاتی که به ما رسید، همچنان سرشار از شادابی و خوشحالی هستیم.
هوش مصنوعی: تأثیرهای عشق و شوق را ببین که دل و نفس انسان، بارها و بارها به خاطر یک جمله نشنیده، آسیب دیده و شکستهاند.
هوش مصنوعی: از عشق و شوقی که در دل داریم، ما را از لعنت و زهر چشم دیگران دور کن، تا به یاد بیاوریم که چطور این توبهامان را با امید لبخند دلنشین شکستهایم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی خوشحال بودیم و در پی شادی و لذت بودیم، مثل اینکه در حال استفاده از عسل بودیم، به ناگاه قند را شکستیم و حالتی شیرین ایجاد کردیم.
هوش مصنوعی: میگفتند به یعقوب که ما به خاطر محبت و عشقمان به فرزندان، دلهای زیادی از پدران را در غم و اندوه شکستهایم.
هوش مصنوعی: افسوس که از زمانی که دل به عشق یک معشوق سپردهایم، خاطرات و زخمهای زیادی را در دل تجربه کرده و به خداوند شکایت کردهایم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خواستهات برآورده نشود، در باغ شادی و نشاط، درخت بزرگ و سرسبزی را شکستهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
آشوب جنون تند شد و بند شکستیم
کاری نشد از پیش بترک می و ساقی
پیمانه بیارید که سوگند شکستیم
رفتیم به دیوانگی عشق جوانان
[...]
سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم
از بی هنری دست هنرمند شکستیم
در عشق به کامی نرسیدیم که بسیار
عهد پدر و خاطر فرزند شکستیم
از بهر نهالی که نشاندیم به خاطر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.