غم میگزد لب من، من میگزم لب عشق
میرم به تلخی غم، نازم به مشرب عشق
دانای شهر و ده کیست، کز طنز ما نرنجد
خندند بر فلاطون، طفلان مکتب عشق
داروی صحت عشق در حکمت ازل نیست
اما ز سردی عقل، زایل شود تب عشق
ناکامی دمی عشق پروردهٔ مراد است
در آفتاب غرق است شام من و شب عشق
در دیر و کعبه سایل، با کفر و دین مقابل
با نوش و نیش یک دل، این است مشرب عشق
تا ریخت خون عرفی، از چشم خلق شد گم
زان جلوهها تو گویی، این بود مطلب عشق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و تجربیات عاشقانهاش میپردازد. او از درد و تلخی عشق میگوید و اشاره میکند که این عشق نه تنها باعث غم او میشود بلکه او را به شادی و نازش هم میکشاند. شاعر به ذهن و فهم مردم اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی نیاز به درک عمیقتری دارد که فراتر از عقل است. او بیان میکند که ناکامی در عشق به نوعی ضروری است و عشق را به یک مشرب و منش تشبیه میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به خودش و تجربیاتش، میگوید که عشق او را به نقطهای رسانده که هویت و وجودش را از دست داده و تنها در زیبایی عشق حل شده است.
هوش مصنوعی: درد و غم لبانم را میگزد و من نیز به عشق این درد را تحمل میکنم. به تلخی غم دچار شدهام، اما به خاطر عشق از آن لذت میبرم.
هوش مصنوعی: بیدار دلان و عالمان این دیار چه کسانی هستند که از شوخیهای ما رنجیده نشوند و بر فلسفهی افلاطون بخندند، چون کودکان مکتب عشق؟
هوش مصنوعی: عشق واقعی نیازی به دانش و حکمت ندارد، اما عشق میتواند با سردی و فقدان احساس منطقی کم رنگ شود.
هوش مصنوعی: شاید عشق و خواستهام به جایی نرسیده، در حالی که شب من در تاریکی غرق است و هیچ خبری از روشنی عشق نیست.
هوش مصنوعی: در میخانه و خانه کعبه، گدایان به دنبال وصال هستند و در مقابل کفر و ایمان ایستادهاند. با شراب و زهر یکدل و یکرنگ زندگی میکنند. این، در واقع طبیعت و گرایش عشق است.
هوش مصنوعی: وقتی که عرفی خونش ریخت، مردم به خاطر زیباییها و جلوهها او را فراموش کردند، گویی اینجاست که حقیقت عشق نمایان میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
شیران به حلقه ما طفلان مکتب عشق
در مشرب شهیدان زهرست آب حیوان
ای خضر زین نرنجی کاینست مشرب عشق
مطلوب پاکبازان در عشق ناامیدی است
[...]
خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
مهتاب روی سازد در ظلمت شب عشق
در کاسة سر عقل هفت آسمان زند چرخ
چون جرعه ریز گردد جام لبالب عشق
جوشد ز هر ترانه فوارههای اسرار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.