پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
سهو کردم می کش و از دامنت منت مکش
لاف مردی می زنی در انجمن با دوست باش
خویشتن را چون زنان در گوشهٔ خلوت مکش
غمزه را بازو مرنجان، زخم را ضایع مکن
اینک آمد جان به لب، کز کشتنم زحمت مکش
آسمانست این که حاکم، کشتهٔ تر دامن است
آفتاب است این که نازت می کند، منت مکش
شهرهٔ در عافیت، عرفی قبولی نیست، لیک
آستین غم بگیر و دامن عصمت مکش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل و روح خود میگوید که از دنیا و مشکلاتش فاصله بگیرد و به محبت و انسانیت بپردازد. او از دیگران میخواهد که خود را در لافزنی و تظاهر نغلطند و به دور از سرزنش به عشق و دوستی بپردازند. همچنین به تلاش برای آزار و دلشکنی دیگران انتقاد میکند و به اهمیت حفظ عزت و دامن خود در برابر ناگواریها اشاره میکند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که در این دنیا نباید از دوستی و مهرورزی غافل شد، حتی اگر وضعیت مطلوبی وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: ای دل، خود را به آغوش او بسپار و از دنیا و ذلت آن دور شو. اشتباهی کردم، اما شراب بنوش و از محبت او بیمنت مباش.
هوش مصنوعی: با دوستان خود درباره مردانگی صحبت نکن، زیرا در کنار جمع نمیتوانی خود را مانند زنان در گوشهٔ تنهایی پنهان کنی.
هوش مصنوعی: به چشمانت نخرام، زخم را بیفایده نکن. حالا که جانم به لب رسیده، برای کشتن من زحمت نکش.
هوش مصنوعی: این دنیا زیر نظر حاکمیتی است که مانند باران بر دامن زمین تأثیر میگذارد و خورشید همچون ناز و عشوهای در آسمان میدرخشد، اما نباید از آن توقع زیادی داشت.
هوش مصنوعی: در جامعهای که با مشکلات و سختیها روبهروست، فرد مشهور و مورد توجهی وجود ندارد. اما در عین حال، باید با دستهای پر از غم به استقبال چالشها بروی و از آلودگی و فساد دوری کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک سر مو منت از اخوان کم فرصت مکش
گر به چه باید فتاد از چشم خود منت مکش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.