گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
متاع شادی و غم جمع بود در هم سوخت
که زد به داغ دلم دامن کرشمه که باز
به نیم شعله هم خان و مان مرهم سوخت
فروغ حسن تو در گلشن بهشت افتاد
که برگ لاله و گل در میان شبنم سوخت
به العطش مگشا لب که خضر وادی عشق
گلوی تشنه به آب حیات و زمزم سوخت
جز آب ساقی عشقم که جام جرعه ی او
کلیم را کف دست و مسیح را دم سوخت
دلم به گوشه نشینان عشق می لرزد
که حسن او گل شوخی بچید و عالم سوخت
به لوح مشهد پروانه این رقم دیدم
که آتشی که مرا سوخت خویش را هم سوخت
خوشم که سوخت دو کون از غمت وزین خوشتر
که کس به داغ دل عرفی از غمت کم سوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به یاد حسن و زیباییهای او میپردازد و تأثیر شگرف آن را بر زندگی و احساسات خود توصیف میکند. او به سوختن تمام شادیها و غمها در اثر عشق و زیبایی حسن اشاره میکند و میگوید که عشق به شدت جانش را میسوزاند. شاعر از تشنگی و عطش عشق سخن میگوید و بیان میکند که جز عشق و زیبایی حقیقتی وجود ندارد. در پایان، او به داغ دلش میافزاید و میگوید که احساس سوختن از عشق او نسبت به دیگران کمتر نیست و آن را تجربهای غمانگیز میداند.
هوش مصنوعی: وقتی که پرده از زیباییها برداشته شد، طوفانی به پا شد که همه چیز را نابود کرد. خوشحالی و غم به هم آمیختند و هر دو در آتش سوختند.
هوش مصنوعی: درد دلم را با زیبایی و نازش شدت بخشید و همانطور که در حالت ملایم و کمحرارت زندگی میکنم، همچنان دردم را بیشتر کرد.
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشندگی تو مانند نوری در باغ بهشت تابید، بهگونهای که گلها و لالهها در اثر آن درخشش، زیر شبنم از بین رفتند و سوختند.
هوش مصنوعی: به تشنگی خود زیاد نپرداز، چون خضر در وادی عشق، تو را از آب حیات و زمزم سیراب نمیکند و فقط گلویت را میسوزاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تنها آب عشق من، یعنی نوشیدنی خاصی که از معشوق به دست میآید، میتواند مانند عصای کلیم (موسی) و روحی که به مسیح داده شده است، قدرت و تاثیر عمیقی داشته باشد. در واقع، عشق من آنقدر ارزشمند و مؤثر است که میتواند مانند معجزهای بزرگ در زندگی انسانها عمل کند.
هوش مصنوعی: دل من به حال علاقهمندان به عشق میتپد، چرا که زیبایی او مانند گلی است که از روی شوخی چیده شده و باعث سوختن جهان شده است.
هوش مصنوعی: در یک داستان یا تصویر، پروانهای را میبینیم که بر روی لوح مشهد نشانی از خود باقی گذاشته است. این نشانه بیانگر این است که آتش عشق و شوقی که او را سوزاند، نه تنها خودش را بلکه چیزی را که به آن وابسته بود، نیز سوزانده است. این تصویر به نوعی نشاندهندهی خودسوزی و تباهی ناشی از اشتیاق و عشق است.
هوش مصنوعی: من خوشحالم که دلم از غم تو میسوزد و این برایم بهتر است که هیچکس به خاطر این داغ دل از غم تو کمتر بسوزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز شرم در حرم وصل جان محرم سوخت
فغان که تشنه ما در کنار زمزم سوخت
گذشت پرتو روی تو بر بساط چمن
عقیق لاله و گل در دهان شبنم سوخت
بس است سوختن خارزار تهمت را
[...]
چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
که هر نفس که کشیدم ز سینه، عالم سوخت
ز جور چرخ، دلم در میان بخت سیاه
چو جان اهل مصیبت به شام ماتم سوخت
تبسمِ که نمکپاش ریش دلها شد؟
[...]
اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
به مهربانی من در جهان کسی کم سوخت
به نسبت تو چنان ذوق سوختن عام است
که در کنار گل و لاله طفل شبنم سوخت
دمی که آتش بیداد او زبانه کشید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.