گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
زاهد از دامن دل گرد مجاز افشاند
همت این است که با این همه امید، دلم
آستین بر اثر عجز ونیاز افشاند
عرق شبنم خلد است هر آن قطرهٔ خوی
که سمند تو نگاه تک و تاز افشاند
چه عجب کز دل محمود فروریزد خون
گر صبا سلسلهٔ زلف ایاز افشاند
گر نه اظهار شفق می کند از کشتن صید
خون مرغان ز چه در چنگل باز افشاند
جای رحم است به عرفی، که بسی بی اثر است
اشک گرمی که به شبهای دراز افشاند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در خصوص جستجوی حقیقت و احساسات عمیق انسانی است. شاعر میگوید که اگر دل اهل حقیقت رازهای خود را فاش کند، زاهدان از دامن دل جدا میشوند و به دنیای مجاز روی میآورند. شاعر با همت خود تلاش میکند تا با وجود تمام امیدها، عجز و نیازش را ابراز کند. همچنین، او به زیبایی و لطافت عشق و دوستی اشاره کرده و نشان میدهد که چگونه عشق و احساسات میتوانند همزمان دل را شاد و رنجور کنند. در آخر، به ظرافتهای ظالمی که شخصی مانند عرفی در زندگی با آن مواجه شده، اشاره دارد و به اشکهایش در شبهای طولانی میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر دل انسانهای حقیقتجو و جستجوگر، اسرار خود را بیان کند، زاهدان و کسانی که به ظواهر و دنیا وابستهاند، از دامن دل خود فقط تظاهری از واقعیت را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: کوشش من این است که با وجود تمام آرزوها و امیدها، به خاطر ناتوانی و نیازمندیام، دلم را خالی کنم و از آن عبور کنم.
هوش مصنوعی: هر قطرهٔ عرق شبنم به مانند یک نشانه از بهشت است، همانطور که اسب تو به سرعت و زیبایی به جلو حرکت میکند و جلوهای خاص از خود نشان میدهد.
هوش مصنوعی: عجب است که از دل محمود، خون بریزد، در حالی که باد صبا، موهای ایاز را به هم میریزد.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای در حال پرواز باشد و خود را در خطر ببیند، همین که نشانهای از زخم یا خون را نشان دهد، دیگر چه دلیلی برای کشته شدن پرندگان دیگر در چنگال شغال وجود دارد؟
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به این نکته اشاره دارد که اشک و احساسات عاطفی انسان، در شرایط سخت و شبهای طولانی، ممکن است چه بسیار بیفایده و بیاثر باشند. این تصویر از اشک به عنوان نمادی از درد و ناراحتی است که در تاریکی و فراوانی مشکلات کسی را از پیش نمیبرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
حسن مغرور برد، دامن ناز افشاند
گرد غم کور کند دیدهٔ جانم هر گاه
دامن عشوهٔ امیدگُداز افشاند
مفشانید به دامان دلم گرد مراد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.